شهرآشوب

به اونائی که پست غیاث الدین جمشید کاشانی براشون جالب بوده پیشنهاد میکنم حتما فیلم شهرآشوب رو تماشا کنن!

داستان فرار بهترین دوست غیاث الدین بعد از تهمت قتلشه!!!

و اینکه چه جوری از رساله ی سینوس ۱ درجه محافظت کرد...

یک فیلم قشنگ ایرانی...

رویا تیموریان،سام درخشانی،حسین یاری،محمد صادقی،جعفر دهقان،الهام حمیدی...

و صدائی که هربار از شنیدنش لذتی میبرم وصف نشدنی...

همایون شجریان...!

 

اونوقت دانش آموز پیش ریاضی بیاد بگه سینوس ۱ میشه ۹۰!

کجای دلم بذارم اینو آخه؟

آی دی من تو اطلاعاتم موجوده...

دختر ایرانی که در امریکا غوغا می کند! مریم سد شکن!!

دكتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه«پرینستون»، به عنوان یكی از 10 مغز برتر آمریكای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شكن دادند

مریم میرزاخانی در سال های ۷۳ و ۷۴ ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه‌ی فرزانگان تهران موفق به كسب مدال طلای المپیاد ریاضی كشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ كنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت . سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی كانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه ی ۱ طلای جهانی را به دست آورد. مریم در دانشگاه شریف در رشته‌ی ریاضی ادامه تحصیل داد.
میرزاخانی با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد. مریم میرزاخانی كه تحصیلات كارشناسی‌ارشد و دكتری را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت، به همراه 9 محقق برجسته دیگر چندی پیش در چهارمین نشست10 برلیان، نشریه Popular Science در آمریكا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته USA TODAY ، این فهرست 10 نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است كه در حوزه‌های ابتكاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان مانده‌اند. این فهرست بر اساس پیشنهاد‌های ارائه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، روسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند.

این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیك رایانه‌یی تا ریاضیات و علوم رباتیك، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند كه مریم میرزاخانی ریاضیدان 33 ساله ایرانی یكی از آنهاست. میرزاخانی در سال 1999 میلادی موفق به پیدا كردن راه‌حلی برای یك مشكل ریاضی شد كه بسیاری را به دام انداخته بود: محاسبه حجم‌های فضایی منحنی هندسی. ریاضیدانان مدت‌های طولانی است كه به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد كه با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی.
میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیر طبیعی هندسی را حل كند. در صورتی كه جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت كند، ابتكار وی به تعریف شكل و حجم دقیق جهان كمك خواهد كرد. در واقع مشكل این است كه برخی از این اشكال هذلولی هم‌چون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند كه محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل كرده است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یك ابتكار عمل بزرگ زد و با ترسیم یك سری ازحلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشكال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت.
جیمز كارلسون از انستیتو ریاضیات كلی (Clay Mathematics Institute) می‌گوید: میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می‌تواند به سرعت از یك مثال ساده به دلیل كاملی از یك نظریه ژرف و عمیق برسد. مریم میرزاخانی از دانش‌آموزان نخبه المپیادی كشور است كه در سال 74 در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با كسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شده‌است. میرزاخانی دانش‌آموز نخبه ریاضی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد و از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 76 است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شركت‌كننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی كه از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط كرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی - علیرضا سایه‌بان و علی حیدری، فرید كابلی، دكتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران كه اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شكوفایی علمی ناباورانه، جان باختند.

جالبه...

من واقعا به عمق فاجعه ی مرده پرست بودنمون پی بردم...

از اونجا که سر چند دقیقه حتی شاید...

تاریخ مرگ پرویز شهریاری تو صفحه ی ویکی پدیا آپدیت شد...

وقتی تا روزمرگش هیچ پیج و گروپی نداشت و حالا...

هه...

کاش وقتی بود ازش یادی میکردیم...

حیف...

شكوه فراموش شده ریاضیات

گفتگو با دكتر محمد صال مصلحیان ، ریاضیدان و پژوهشگر برتر علوم پایه

جام جم آنلاین: اشاره: ریاضیات درسی است كه خیلی‌ها از آن وحشت دارند. بچه مدرسه‌ای‌های زیادی هستند كه خدا خدا می‌كنند معلم آنها را پای تخته نبرد و سوال ریاضی نپرسد. عده‌ای هم در عوض عشق ریاضی هستند و بچه زرنگ.
100878420530.jpg

اما شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد كه اصلا ریاضی چیست و چرا باید ریاضی خواند؟ یا این‌كه ریاضی محض چیست و فرق آن با ریاضی كاربردی در چیست؟ برای این‌كه پاسخ این سوال و خیلی سوال‌های دیگر مربوط به ریاضی را بدانید می‌توانید گفتگوی ما را با دكتر محمد صال مصلحیان استاد ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد بخوانید.

وی كه استاد نمونه دانشگاه فردوسی مشهد و پژوهشگر برتر در علوم پایه شناخته شده است ، تاكنون بیش از 100 مقاله و كتاب با همكاری جمع كثیری از ریاضیدانان داخلی و خارجی تالیف كرده و با 50 مجله بین‌المللی خارجی به‌عنوان عضو هیات تحریریه و داور همكاری داشته است.

دكتر صال ‌مصلحیان مدیر قطب برتر كشوری آنالیز روی ساختارهای جبری و رئیس مركز پژوهشی شیوه‌های آموزش ریاضی است.

برای ورود به بحث شاید باید دیدگاه شما را درباره این‌كه ریاضیات چیست و ریاضیدان كیست، بپرسیم؟

ریاضیات متشكل از همه حوزه‌های مربوط به موضوع‌های كمی، هندسی یا منطقی است كه شامل آمار، علوم كامپیوتر، منطق، ریاضیات كاربردی، آموزش ریاضیات و فلسفه ریاضیات است. بعضی ریاضیات را به عنوان علمی كه نتایج ضروری به دست می‌‌دهد تعریف می‌كنند. اما طبق دیدگاه انسان‌گرایی، جهانی از ایده‌ها در آگاهی مشترك انسان‌ها وجود دارد. این ایده‌ها و شاخه‌ای از دانش كه به مطالعه این ایده‌ها می‌پردازد، ریاضیات نامیده می‌شود. كسی كه به مطالعه و تولید دانش ریاضی می‌پردازد ریاضیدان نامیده می‌شود. جالب است كه شخصی ریاضیدانان را به 3 دسته تقسیم می‌كرد: آنان كه می‌توانند بشمارند و آنها كه نمی‌توانند بشمارند!...

از نظر شما كه برای بیش از یك ربع قرن حرفه‌تان كار با ریاضی بوده است، ریاضیات چه فایده‌ای دارد؟

ممكن است برای كسی كه به ریاضیات مشغول است خالی از فایده باشد، چرا كه به‌زعم یك ریاضیدان، یافتن فایده برای حقایقی كه در ریاضیات مطرح می‌شوند، وظیفه مستقیم كسی كه آنها را اثبات كرده نیست. بسیاری از تعاریف، احكام و حقایق ریاضی، سال‌ها و شاید قرن‌ها پس از كشف یا خلقشان كاربردپذیر می‌شوند. فیزیك، شیمی، مهندسی، اقتصاد و... مثال‌های فراوانی از كاربردپذیر بودن شاخه‌هایی از ریاضیات هستند كه تا چند دهه قبل مجرد و محض به نظر می‌رسیدند. از سوی دیگر، برای كسی كه در جرگه ریاضیات نیست و آن را به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد علوم می‌داند این سوال مهم‌ترین پرسش است كه به هیچ‌وجه نمی‌توان از آن اجتناب كرد.

به این ترتیب به نقش ریاضیات در سایر علوم می‌رسیم. این نقش چیست؟

ریاضی زبان علم است؛ به این معنا كه مفاهیم علمی به كمك ریاضیات با دقت قابل بیان هستند و می‌توان به كمك الگوهای ریاضی به توصیف و پیش‌بینی پدیده‌های گوناگون جهان پرداخت. بعضی نمونه‌ها عبارتند از: مدل‌های آب و هوا، قیمت‌ها در بورس، تشخیص هویت، كشف رمز دی‌ان‌ای، كدهای مخابراتی و نظامی، طراحی هواپیما، شبیه‌سازی كهكشان‌ها، نقشه مغز، بازیابی تصاویر آسیب‌دیده، برنامه‌ریزی روبات‌ها، برنامه‌های اقتصادی، شبكه‌های اینترنتی، معماری، محاسبات پیچیده و... كه همگی به كمك شاخه‌های مختلف ریاضی و بخصوص ریاضی محض صورت می‌گیرد.

در این میان كار یك ریاضیدان محض چیست؟

روزی 2 نفر كه در بالونی سفر می‌كردند راهشان را گم كردند. سپس به قله یك كوه كه فردی بر تارك آن ایستاده بود، نزدیك شدند و از او پرسیدند ما كجا هستیم؟ مرد به فكر فرورفت و لحظاتی بعد گفت: شما در بالون هستید. نسیمی وزیدن گرفت و بالون را به سمت بالا جابجا كرد. یكی از بالون سواران رو به دیگری كرد و گفت: به نظر من آن مرد ریاضیدان محض بود، دیگری گفت از كجا فهمیدی. او گفت: اول این‌كه در پاسخ به سوال ما ابتدا فكر كرد، دوم این‌كه دقیق‌ترین پاسخ را داد و سوم این‌كه بی‌فایده‌ترین جواب را داد! اجازه دهید بعد از این لطیفه به‌ طور جدی به سوال شما برگردیم.

كار یك ریاضیدان محض گسترش مرزهای دانش ریاضی و تعمیق آن است. شما پرسیدید ریاضی محض به چه درد می‌خورد و چه كاربردی دارد؟! جوابتان را با نقل قولی از یكی از استادان مشهور نظریه اعداد كشورمان، دكتر نارنجانی، می‌دهم، ریاضیدان محض مانند یك بولدوزر است كه روی سنگلاخ‌ها حركت می‌كند و با قدرت و هیبت جاده می‌سازد. اینك این دیگرانند كه باید از این جاده استفاده كنند. نكته مهم این است كه بدون این جاده نمی‌توان راه به جایی برد! البته باید توجه كرد كه خط جداكننده مشخصی بین ریاضی محض و ریاضی كاربردی نمی‌توان رسم كرد. به نظر افراد حرفه‌ا‌ی، هر دو زیبایند.

آیا می‌توان ریاضیات را در دسته علوم طبقه‌بندی كردیا این‌كه خود یك علم كنترلی است؟

به نظر من جواب این سوال خیلی سخت است. من كتابی نوشته‌ام كه یك فصل از آن اختصاص دارد به این موضوع كه چرا تاكنون از روش‌های شبه‌تجربی استفاده نكرده‌ایم.
به هرحال بعضی از ریاضیدانان ریاضیات را یك دانش تجربی و برگرفته از طبیعت می‌دانند و برخی دیگر هم آن را برگرفته از ذهن ریاضیدانان می‌دانند و در كل هیچ توافقی در این زمینه نیست.

شما در كدام دسته هستید؟

من چون ریاضیدان محض هستم و اصلا با تجربه سر و كار ندارم، پس مقید به این نیستم كه حتما یافته‌های ما كاربرد تجربی و مهندسی و... داشته باشند.

زیبایی ریاضیات را در چه می‌دانید؟

زیبایی ریاضیات دو جا نمود پیدا می‌كند، یكی هنگامی كه دانش ریاضی را فرامی‌گیریم، بخصوص وقتی كه با یك نتیجه غیرمنتظره یا یك اثبات خلاقانه روبه‌رو می‌شویم و دیگری زمانی كه به پژوهش می‌پردازیم و خودمان حكمی را برای اولین بار بیان و اثبات می‌كنیم و پیامدهای جالب آن را می‌بینیم. در راستای پاسخم مایلم به این جمله فلیكس كلاین اشاره كنم: «ریاضیات عالی‌ترین دستاورد فكری و اصیل‌ترین ابداع ذهن آدمی‌است. موسیقی می‌تواند روح را برانگیزد یا آرام سازد، نقاشی می‌تواند چشم‌نواز باشد، شعر می‌تواند عواطف را تحریك كند، فلسفه می‌تواند ذهن را قانع و راضی سازد، مهندسی می‌تواند زندگی مادی آدمی را بهبود بخشد. اما ریاضیات همه این ارزش‌ها را عرضه می‌كند.»

ذهنیت و طرز فكر یك ریاضیدان با دانشمندان سایر علوم چه تفاوتی دارد؟

اصولا هر دانشی به ما كمك می‌كند تا طبیعت را بهتر بشناسیم، بر آن مسلط شویم یا با محیط سازگار شویم. شاید بتوان تفاوت‌هایی مثل دقت نظر عمیق‌تر و نظم فكری بیشتر را ویژگی شاخص یك ریاضیدان دانست. اجازه دهید داستانی بگویم. روزی در اسكاتلند یك مهندس، یك فیزیكدان و یك ریاضیدان با قطار سفر می‌كردند. مهندس از پنجره به بیرون نگاه كرد و گوسفند سیاهی را در مزرعه‌ای دید و گفت: به بیرون قطار نگاه كنید، همه گوسفندان اسكاتلند سیاهند. فیزیكدان گفت: نه، فقط بعضی از گوسفندان اسكاتلندی سیاهند. ریاضیدان كه به هر دو می‌نگریست گفت هر دو نادقیقید، در اسكاتلند حداقل یك مزرعه است كه در آن حداقل یك گوسفند وجود دارد كه حداقل یك طرف آن سیاه است. من فكر می‌كنم گرچه ذهن یك پژوهشگر در هر علمی در چارچوب همان علم شكل می‌گیرد، ولی هر كسی در هر دانشی می‌تواند ویژگی‌های والای دقت و نظم را به خوبی داشته باشد.

نظرتان راجع به این شایعه چیست كه ریاضیدانان حرفه‌ای و برجسته رفتاری عجیب و غیرعادی دارند؟

روزی یك نفر به خانه همسایه‌اش مراجعه كرد و گفت كه سگ تو پای بچه من را گاز گرفته است. همسایه گفت: به 3 دلیل حرف تو نادرست است: اول این‌كه سگ من همیشه بسته است، دوم این‌كه سگ من اهلی است و سوم این‌كه من اصلا سگ ندارم. همان طور كه شما متذكر شدید این یك شایعه است. ولی این افراد به دلیل این كه عموما به طور همزمان در حال فكر روی چند مساله هستند ممكن است آنها را با ذهن مشغول ببینیم.

چرا اغلب دانش‌آموزان از ریاضی می‌ترسند، فكر می‌كنند ریاضی سخت است‌ و زنگ ریاضی برایشان خسته‌كننده است؟

درواقع ریاضی سخت نیست. هر علمی اگر خوب فهمیده شود، ساده است. اگر ریاضی خوب آموزش داده شود، ترس و تنفر دانش‌آموزان نسبت به آن كاهش پیدا می‌كند و كلاس محیطی خوشایند برای دانش‌آموزان می‌شود. دبیر ریاضی سوم راهنمایی‌ام آقای حسین مشرقی كه خدایش بیامرزد معلم فوق‌العاده‌ای بود. او علاوه بر این كه ریاضیات را با دقت آموزش می‌داد با اطلاعات جالبی كه ‌می‌داد ما را به ریاضی علاقه‌مند می‌‌كرد. مثلا مباحثی خلاف شهود معمولمان مثل هندسه نااقلیدسی را مطرح می‌كرد و مثالی از مثلثی می‌زد كه مجموع زوایای آن بیشتر از 180 درجه بود. به این ترتیب او ریاضیات را كه درسی سخت تلقی می‌شد، برایمان شیرین می‌كرد و ذهن ما را نسبت به مفاهیم ریاضی باز می‌كرد. من گاهی به دانشجویان آموزش می‌دهم كه چطور 2+2 ممكن است 1 یا 5 یا 12 شود! ما باید آموزش ریاضی را مخصوصا در سال‌های آغاز دبستان در قالب بازی‌ها و با وسایل كمك‌آموزشی ارائه دهیم تا برای دانش‌آموزان جذابیت داشته باشد، كاری كه اخیرا آقای دكتر میرزا وزیری در راستای عمومی كردن ریاضی به آن توجه خاص نشان داده است.

بزرگ‌ترین انتقاد به سیستم آموزشی ما چیست؟

آموزش‌های ما در كل مبتنی بر حفظ كردن حجم زیادی از دانش است، نه مبتنی بر یاد دادن شیوه حل مشكلات. روزی معلمی از دانش‌آموزی می‌پرسد كه 4 مرغابی و 2 مرغابی چند می‌شود. محصل جواب نمی‌دهد. معلم می‌گوید معلوم است 6. دانش‌آموز بلافاصله می‌پرسد پس مرغابی‌اش چه شد!

ریاضی زبان علم است؛ به این معنا كه مفاهیم علمی به كمك ریاضیات با دقت قابل بیان هستند و می‌توان به كمك الگوهای ریاضی به توصیف و پیش‌بینی پدیده‌های گوناگون جهان پرداخت

بزرگ‌ترین عیب سیستم آموزشی ما در دانشگاه و قبل از آن این است كه ما به رشد خلاقیت و نوآوری در محصلان خود نمی‌پردازیم. بهترین محصلان كسانی هستند كه بار زیادی از دانش را یدك می‌كشند، نه كسانی كه قدرت حل مساله دارند. در نتیجه آنها كه محفوظات بیشتری دارند، نمره بهتری می‌گیرند. بعضی معلمان، دبیران و استادان حتی از سوال پرسیدن محصلان خود ناراحت می‌شوند. باید سیستم آموزشی به گونه‌ای باشد كه محصل را در امر یادگیری شركت داده و باعث شود كه خود او به طرح سوالات علمی و كشف دانش بپردازد.

منظور شما این است كه دانش‌آموزان را با واقعیت‌های اطرافشان آشنا كنیم؟

بله. اجازه دهید مثالی بزنم. در دهه 1350 زمانی كه دبستانی بودم در درس چراغ راهنمایی گفته می‌شد، عابر پیاده باید وقتی چراغ سبز است از خیابان عبور كند. اما من در خیابان می‌دیدم كه وقتی چراغ سبز است ماشین‌ها حركت می‌كنند و بنابراین نمی‌توانم از خیابان عبور كنم و برعكس وقتی چراغ قرمز می‌شود، می‌توانم عبور نمایم. از آنجا كه آن وقت‌ها ما جرات سوال كردن از معلم‌ها را نداشتیم، این تناقض در ذهن كودكانه من باقی ماند. چند سال بعد در چهارراه دروازه طلایی مشهد یك چراغ راهنمایی دیدم كه چراغ عابر پیاده داشت و ناگهان موضوع برایم روشن شد. درواقع چراغ‌های راهنمایی تا قبل از آن زمان فقط برای وسایل نقلیه چراغ داشتند و چراغ عابر پیاده نداشتند و كاملا به دور از واقعیات شهرهای كوچك و روستاها بود. ببینید این مشت نمونه‌ای از خروار است. البته وضع كتاب‌ها الان خیلی بهتر شده است، ولی به هر حال هنوز هم در كتاب‌های درسی مطالبی هست كه در ارتباط با زندگی و نیازهای آتی بچه‌ها نیست و به قول معروف نه به درد دنیا می‌خورد و نه به درد آخرت.

شما به عنوان پژوهشگر نمونه در علوم پایه، ریشه موانع پژوهش در كشور را در كجا می‌بینید؟

پژوهش را می‌توان به كالسكه‌ای تشبیه كرد كه شرایط اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی كشور چرخ‌های آن را تشكیل می‌دهد. هر كدام كه سالم و پویا نباشد، مانع حركت صحیح كالسكه می‌شود. این همان چیزی است كه باعث شده بسیاری از تحقیقات در كشورهای جهان سوم یا در حال توسعه، سطحی و در حاشیه علم روز و دور از نیازهای فناوری حتی كشور خودشان باشد و در نتیجه تحقیقات اصیل و تاثیرگذار، بندرت در این كشورها دیده می‌شود. در این كشورها بین دانش و صنعت فاصله وجود دارد، زیرا این دو، محصولات وارداتی غرب هستند كه عموما به طور ناهماهنگ و به دور از احتیاجات یك جامعه نیمه‌صنعتی و از نظر كشاورزی توسعه نیافته وارد آن شده‌اند.

بت بزرگ بعضیا (لوئیس لیتهلد!)

همه معمولا اسم این دانشمندو شنیدن به قول یه بنده خدائی که میگفت:لیتهلد بت بزرگ ما در دیفرانسیل هست اما شخصا از زندگینامه ش هیچی نمیدونم هرچیم سرچ کردم فقط اسم کتاباش میاد :| ...

 

غیاث الدین جمشید کاشانی

جمشیدبن مسعودبن محمودبن محمد کاشانی، ریاضیدان و منجم معروف ایرانی است. او اهل کاشان و پدرش طبیب است. ظاهرا در سال 790 هـ ق متولد شده است. او در کاشان به کارهای نجومی مشغول بود و علی رغم پیشه خانوادگی خود در پزشکی، به تحصیل ریاضیات پرداخت و تا آنجا پیش رفت که در زمره بزرگترین منجمان به رصدخانه الغ بیگ رفت. در آنجا نیز نزد الغ بیگ بسیار محبوب بود. او در ریاضیات مسائل دشواری را حل کرد و در نجوم فعالیتهای زیادی انجام داد. او به پدرش نامه هایی نوشته که در آن می توان روند فعالیتها و مشکلاتش را مشاهده کرد. او در سال 832 هـ ق وفات یافت.

فعالیتهای علمی:
غیاث الدین جمشید در زمینه ریاضیات توانست:
1- سینوس یک درجه را تا 17 رقم اعشاری و عدد پی را تا 16 رقم به دست آورد.
2- او از پیشگامان در ابداع کسر اعشاری است.

او در زمینه ریاضیات به علت تبحر و استعداد فراوان بسیار مورد اتهام حسودان قرار می گرفت و در زمینه نجوم نیز آنطور که خود غیاث الدین در نامه هایش بیان کرده است:
1- سه خسوف را در کاشان رصد کرد.
2- ابزار رصدی زیادی ساخته است مثل "طبق المناطق" و "لوح الاتصالات" برای شناسایی تقویمها و ...
3- طرح و نقشه رصدخانه الغ بیگ نیز از غیاث الدین جمشید است که پس از تصویب الغ بیگ ساخته شد.
4- او همچنین زیج های جدیدی نیز تدوین کرد. از جمله اصلاح و تکمیل "زیج ایلخانی" و تهیه "زیج خاقانی"

آثار:
1- زیج خاقانی
2- زیج تسهیلات
3- رساله "نزهة الحدائق"
4- رساله "سلم السماء" در استخراج ابعاد زمین و ستارگان
5- رساله "وتر" و "جیب" در ریاضیات و هندسه
6- رساله محیطیه
7- الابعاد و الاجرام و ... .

کتب و زیجهای غیاث الدین در کتابخانه هایی چون آستان قدس و سایر کتابخانه های معروف جهان وجود دارد.