شب یلدای خوبی داشته باشین همه گی!

شادیتون ۱۰۰ شب یلدا

            دلتون قد یه دریا

                             توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما

                                                                                  یلدا مبارک!

دختر 19ساله ایرانی جوانترین پروفسور زن در دنیا

 

"آلیا صبور"، (Alia Sabur) اولین شهروند امریكایی ایرانی‌الاصل است كه رتبه اولین و جوان‌ترین پروفسور زن را در تاریخ امریكا به خود اختصاص داده است .

این دختر ایرانی تبار بطور تمام وقت در دانشگاه نیویورك تدریس می‌كند و به عنوان یك نابغه نام خود را در ردیف جوان‌ترین استاد دانشگاه های معتبر جهان در كتاب رکوردهای گینس ثبت نموده است .
ركوردار قبلی جوان‌ترین پروفسور دانشگاه های جهان متعلق به یك فیزیكدان اسكاتلندی بنام "كولین مك لورین" كه شاگرد اسحاق نیوتن بود و در سال 1717 میلادی (291 سال پیش) در سن 19 سال و 7 ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود .

"آلیا صبور"در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی ریاضیات کاربردی بخواند .

وی در سن 10 سالگی در دانشگاه استونی بروك ثبت نام كرد و در 11 سالگی با گرایش به موسیقی به عنوان عضو اركستر سمفونی "راك لند" به اجرای قره نی پرداخت .

آلیا چهارده ساله بود که مدرک لیسانس خود را از دانشگاه نیویورك اخذ كرد و دانشجوی دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه درکسل ، نیویورک شد .

او در 18 سالگی مدرك دکترای خود را از دپارتمان تكنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه كانكوك سئول دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد ، او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زیادی دارد .

فقط سه روز مانده بود که نوزده ساله شود که برای تدریس در دانشگاه کنکوک ، سئول ، کره جنوبی پذیرفته شد .

وی تا ماه قبل در دانشگاه دروس فیزیك دانشگاه كنكوك تدریس می‌كرد و در حال حاضر ، ریاضی و فیزیك را در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می‌كند .

او یكی از دلایل ترك دانشگاه سئول را مشكل تکلم به زبان كره‌ای بیان کرده است


saboor1.jpg

چند روزیه مقداری خوددرگیری به سراغ بنده اومده حالم زیاد خوش نیست...

یه کمکی میخواستم...

یکی از دوستام یه کوچولو از دیفرانسیل بدش میاد بعد نیست منم عشق ریاضی و دیف میخوام این بچه رو سر عقل بیارم یکی بگه چه طور باید با یه بچه ی ریاضی زده برخورد کرد...

یه کوچولو بدش میادا یعنی در این حد:

یه گوشه تنها تو اتاق لم دادم

چه میکنه دیفرانسیل با آدم

تمام شادیتو ازت میگیره

یهو میبینی ای خدا چه دیره

کلی مبحث هنوز داری نخونده

ای وای خدا جون همه تستا مونده

نشستی و زل زدی به کتابات

همش تو فکری تو فکر نمره هات

استرس امتحان صبح و داری

نمیدونی که بکنی چه کاری

فک میکنی هر چی بخونی کشکه

چاره ی تو ریختن قطره اشکه

جزوه های گزینه ۲ کنارت

فقط خودت میدونی بده حالت

بی خودی اونو هم ورق میزنی

کاغذای دفترتو میکنی

مدادتو میگیری توی دستات

پاک میکنی از رو گونت اون اشکات

سوال اول و نگاه میکنی

از تعجب دهنتو وا میکنی

چشات میشه دوتا گردوی گنده

قیافت عین آدمای مرده

سوال رو به عمرتم ندیدی

وارد میشه بهت شک شدیدی

وقتی که اولین سوالش اینه

تا آخرش سخته دیگه همینه

دیفرانسیله بابا شوخی نیستش

جز عجایب نمره بیستش

دیفرانسیل میفتم من نهایی

در راه این درس میشم فدایی

خسته شدم از اینهمه ریاضی

از اینهمه نکته و قرتی بازی

از ضریب دوازدش توی کنکور

از اینهمه مثالای جور وا جور

نمیکشم جون خودم بریدم

از اینهمه درس خدااااااااااااااااا پکیدم

این شعر هم از آثار دلنشین ایشون هست!

امروز برای آزمون سراسری ثبت نام کردم...

یه استرس عجیبی اومد سراغم درست مثه همون روزی که دفترچه ها رو دادن...

یه داستان!

ادامه نوشته

ریاضیات حاکم علوم است ونظریه اعداد ملکه ریاضیات (گاوس)

چهل درصد ریاضیات تخیل است چهل درصد آن اثبات و چهل درصد ان خلاقیت!!!

بدون ریاضیات شاید هنر و ادبیات داشته باشیم ولی تکنولوژی و صنعت هرگز

چیزی در جهان وجود ندار د که با عدد قابل بیان نباشد (فیثاغورس)

به کمک اعداد می توان زندگی وپیشامد های ان را پیش بینی کرد (فیثاغورس)

تأمّلی بر سرگذشت اواریست گالوا ، ریاضیدان بدشانس فرانسوی


نوآوری ها و دستاوردهای ریاضیاتیشان تشکیل می دهد که غیر ریاضیدان ها به سختی می توانند آن را درک کنند. بزرگترین استثناء در این قاعده ، اواریست گالوا است. آنچه از زندگی گالوا می دانیمبیشتر شبیه به یک داستان رمانتیک و بلکه تراژدی است. زیرا در تراژدی حتماً نبایدقهرمان داستان به طرز فجیعی کشته شود بلکه تراژدی را می توان به عنوان سرکوب نمودن نبوغ یک نابغه و در نظرنگرفتن و توجّه نکردن به او نیز دانست .
اواریست گالوا را حتّی کسانی که دستی برریاضیات دارند هم ، نمی شناسند چه رسد به افراد عادّی که بیشتر ریاضیدانان بزرگ و مشهوری چون نیوتن و اویلر و ... می شناسند . اواریست گالوا را حتّی دانشجویان ریاضی هم به خوبی نمی شناسند .
در یکی از روزهای سال 1811 میلادی ، درنزدیکی پاریس ، پسری به دنیا آمد که او را "اواریست" نام نهادند. چون والدین پسر ،خود، افرادی تحصیل کرده بودند ، تا سنّ 12 سالگی نزد مادرش به تحصیل و فراگیری علم پرداخت. پس از آن به مدرسه رفت. در دروس عادّی مدرسه دانش آموزی متوسّط بود. امّا هنگامی که کتاب مبانی هندسه اثر «لژاندر» به دستش رسید و آن را مطالعه کرد به شدّت تحت تأثیر قرار گرفت. می گویند که او این کتاب را مانند یک کتاب داستان عادّی خوانده است و فقط با یک بار مطالعه آن ، بر مطالب کتاب احاطه کامل یافته است. ازهمین جا بود که با کارهای ریاضیدانان بزرگی چون لاگرانژ و آبل آشنا شد و آنها را مطالعه کرد. هنگامی که 15 ساله شد، خودش به تنهایی یک خواننده حرفه ای آثار ریاضی بود و کشف کردن در دنیای ریاضی را آغاز کرد و به کشفیّات مهمی نیز دست یافت. در آن سنّ و سال کم و بدون بهره بردن از هیچ تحصیلات عالی رسمی ، گالوا قادر بود به کشفیّاتی برسد که او را به شهرتی جاودانه در دنیای ریاضیات برساند . شهرتی که هیچگاه طعم آنرا در زمان حیاتش نچشید.

"دوپوی" در جمله ای راجع به شرح حال گالوا می گوید:
« کتاب های جبر مقدّماتی هرگز گالوا را قانع نکرد زیرا در آنها جای پایی از مکتشفین نمی یافت. درست از اوّلین سال ریاضی به لاگرانژ روی آورد. »
دست نوشته هایش از نظم و ترتیب خوبی برخوردار نبود و به دلیل ذهن نیرومندی که داشت بیشتر محاسبات ریاضی را به صورت ذهنی انجام می داد و فقط نتایجش را یادداشت می کرد. مقالات و مطالبی که می نوشت مانند اکثر مقالات ریاضیدانان قرن هجدهم ، خلاصه و بی ترتیب بودند. سبک نوشتنی که در ریاضی نویسی امروزی ، کاملاً نامأنوس و نامرسوم است.
مدرسه پلی تکنیک پاریس ، مدرسه ای بود که ریاضیدانان بزرگی در آنجا تربیت شده بودند و دو بار تلاش گالوا برای ورود به این مدرسه، ناکام ماند. گالوا خود به خوبی می دانست که از بسیاری از کسانی که پذیرفته شده بودند ، شایستگی بهتری دارد. امّا او ناامید نشد و خود به مطالعه ریاضی پرداخت. به عقیده بسیاری از ریاضیدانان بزرگ ، پذیرفته نشدن گالوا در مدرسه پلی تکنیک پاریس ، خُسران زیادی برای علم ریاضیات به همراه داشته است.
کشفیّات اساسی او در معادلات چند جمله ای بود که در سال 1829 برای اوّلین بار ، طی مقاله ای ، آنها را به آکادمی علوم پاریس فرستاد. کسی که مقالات ارسالی به آکادمی را از نظر علمی ، قضاوت و داوری می کرد ، "آگوستن لویی کُشی" بود. کُشی ریاضیدان بزرگ و ماهری بود و این توانایی را داشت که بتواند با مطالعه مقاله گالوا ، آن را بفهمد و به ارزش کشفیّات او پی ببرد . امّا دراین بین ، کُشی ، مقاله گالوا را گم کرد و دیگر نتوانست آن را پیدا کند. شاید این گم شدن مقاله را بتوان به حساب بدشانسی خود گالوا گذاشت!!
بعد از این ماجرا ، گالوای شجاع ، کارهایش را در مسابقه سال 1830 جایزه بزرگ آکادمی درریاضیات شرکت داد . مقاله گالوا بدون شک باید برنده این جایزه می شد . امّا این بار هم بخت با گالوا یار نبود زیرا "فوریه" که منشی آکادمی بود ، مقاله گالوا را با خود به خانه برد و به طور ناگهانی پیش ازخواندن آن فوت کرد و مقاله گالوا دوباره گم شد!!
گالوا نسخه دوّم مقاله اش را به آکادمی فرستاد. این بار قضاوت درباره مقاله ، بر عهده "پواسون" بود. هنگامی که پواسون مقاله گالوا را مطالعه کرد ، در حاشیه یکی از برهان های گالوا ، یادداشتی به این مضمون نوشت :
« برهان این هم ناکافی است امّا بنابر بخش 100 از مقاله آقای لاگرانژ ، برلین ، 1771 ، درست است. »
چه اتّفاقی افتاده بود ؟ مگر می شود برهان یک قضیه ، ناکافی امّا درست باشد ؟
گالوا در یادداشتی دست نویس به پواسون پاسخ داد : « اثبات خواهد شد. »
شاید منظور گالوا ، چیزی شبیه به "آن بماندتا ببینیم" بوده است . با این حال منظور گالوا این بوده است که " لطفاً به بررسی بقیه قسمت های مقاله بپردازید تا من برهان را در آینده کامل کنم. "
امّا پواسون در گزارش خود به آکادمی ازمقاله گالوا به عنوان یک کلّیت یاد کرده و می نویسد:
« ما تمام کوشش خود را برای درک برهان آقای گالوا به کار بردیم ، امّا استدلال های ایشان به اندازه کافی روشن نیست و به اندازه کافی پرورانده نشده اند تا ما بتوانیم درباره درستی آنها قضاوت کنیم ... »
پواسون امیدوار بود که گالوا به اصلاح وتوسعه کار عرضه شده خویش بپردازد تا بتواند برهان کاملتری را به آکادمی ارائه دهد. امّا گالوا می دانست که برهان هایش درست هستند و به علاوه ، دانش و درک او از جبر ، بسیار فراتر از دانش کسانی است که مقاله او را داوری میکنند.
واقعیّت نیز همین بود که داوران آکادمی ، دانش و توانایی فهمیدن استدلال های گالوا را نداشتند . از طرف دیگر ، سنّ کم گالوا که در آن زمان فقط 19 سال داشت و مواجه شدن داوران با دست نوشته ای نا مفهوم و همچنین اعتقادات ضدّ دولتی گالوا ، همه و همه دست به دست هم داده بودند تا مقاله گالوا مورد تأیید آکادمی علوم پاریس قرار نگیرد . به طوری که پواسون در انتهای گزارش خود به آکادمی می نویسد :
« به صورتی که درحال حاضر مقاله به آکادمی ارائه شده ،نمی توانیم تصویب آن را به شما توصیه کنیم. »
و این یعنی مقاله گالوا رد شده است.

پس از رد شدن مقاله توسط پواسون، گالوا به شدّت ناراحت و تلخ کام شد و بعد از آن برای پروراندن مقاله خود و قابل فهم تر ساختن آن چنان که پواسون می خواست ، ابداً هیچ کوششی نکرد.
به خاطر این وقایع یا به خاطر آنکه پدرش طرفدار جمهوری بود ، گالوا به انتقاد شدید از رژیم بوربون ها دست زد و به گارد ملّی فرانسه یعنی سازمان جمهوری خواهان پیوست . در این زمان ، فرانسه ، سخت گرفتار آشوب های سیاسی بود . گالوا به خاطر فعالیّت های سیاسی اش محاکمه شد و به عنوان زندانی سیاسی ، چند ماهی را در زندان گذراند .
پس از آزادی از زندان در سال 1832 ، گرفتارعشق دختری عشوه گر شد . امّا گالوای بد شانس در بازی عشق نیز شانس نیاورد و بر سردستیابی به این دختر ناگزیر به انجام یک دوئل مرگبار شد .
شب قبل از آن دوئل مرگ آفرین ، نامه ای به دوستش "ژوزف لیویل " می نویسد و در آن ، ناگفته ها و یافته های ریاضی اش را به اختصار شرح می دهد و از او می خواهد تا توجّه جهان ریاضی را به اهمیّت کارهایش جلب کند . او حتّی در این نامه از ژاکوبی یا گاوس درخواست می کند که نظرشان را نه درمورد اهمیّت این قضایا ، بلکه در مورد اهمیّت آنها ، بیان کنند.

جمله معروف " من وقت ندارم " را گالوا در یک یادداشت حاشیه ای ، احتمالاً در شب قبل از دوئل ، در ارتباط با برهان گزاره دوّم خود که گفته است نیاز به تکمیل شدن دارد ، نوشته است. چون دیگر وقت کافی برای تکمیل آن برهان نداشت . گرچه در ابتدا ، اثباتش غلط به نظر می رسد.

او درباره دوئلی که فردای آن شب جان او راگرفت نیز می نویسد :
« من قربانی یک زن عشوه گر گمنام شده ام... این یک نزاع اسف بار است که جان مرا می ستاند ... آه! چرا باید برای یک چیز بی ارزش بمیرم ... »
سرانجام ، دوئل در 25 قدمی صورت گرفت. تیربه شکم گالوای بدشانس خورد و به زمین افتاد. ساعت ها در آنجا ماند تا آنکه دهقانی که از آنجا عبور می کرد ، او را به بیمارستان برد.گالوا روز بعد ، یعنی 31 مه 1832در سنّ 20 سالگی فوت کرد و در بخش عمومی قبرستان مونت پارناس به خاک سپرده شد.

14 سال پس از مرگ گالوا یعنی در سال 1846 ،طرفداران اندکش موفق شدند مخاطبینی برای کارهایش پیدا کنند و به عمق کشفیات او تاحدودی دست یابند. قسمتی از نوشته هایش توسط ژوزف لیویل در مجله ریاضیات به چاپ رسید.
لیویل در اطلاعیه پیش از چاپ کارهای گالوا ،وقتی که فهمیده بود روش های گالوا درست بوده اند و می توان قضیه هایش را با دقّت زیاد اثبات کرد ، از آن به عنوان "یک لذّت جاوید در زندگی اش" یاد می کنند. پس ازآن ، شناسایی و درک اهمیّت فراوان کارهایش به سرعت آغاز و احترام به گالوا بیشتر شد . شهرت گالوا 14 سال پس از مرگش آغاز شد . به طوری که در حال حاضر یکی از بزرگترین ریاضیدانان خلاّق تمام عصرها به شمار می آید .
او زنده نماند تا به گسترش عمیق تر کاربرد ها و توسعه ی نظریه خود که بعدها "نظریه گالوا" نام گرفت ، بپردازد. نظریه گالوا امروزه یکی از مباحث مهم و پرکاربرد جبر مجرد و نظریه گروه ها است. حتّی امروز ،ریاضیات در اثر حادثه غم انگیزی که برای او روی داده است ، احتمالاً بضاعت کمتر دارد.

فردا قراره تو مدرسه دفترچه های کنکورو بهمون بدن...

جدی جدی کنکوری شدیم رفت...

یادش بخیر...

یه روزی یادمون میدادن مداد رو چه جوری دست بگیریم...

چه جوری الف رو صاف بکشیم رو کاغذ...

حالا باید یاد بگیریم چه جوری خوشگل و باکلاس لیمیت بنویسیم...

چه جوری نماد سیگما رو درست بنویسیم(خدائی با این یکی هنوز درگیرم)...

خلاصه اینکه چه زود بزرگ شدیم رفت...!

و همچنان داریم میریم جلو...

ای کاش میشد گاهی یه سرک به عقب کشید...

یا مثلا وایستاد و جلو نرفت...

یه وقتائی جلو رفتن ترسناک میشه...

ولی خب باید بریم راه دیگه ای نداریم...

امروز یکی از بچه های پیش تجربی که سال اول با هم بودیم جلومو گرفت و گفت دیشب خواب دیدم شدی رتبه ۵ کنکور

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کاربرد هندسه در معماری ایرانی!

این تازه یه نمونه از معماری زیبای ایرانیه.سقف سعدیه ست.

 

saadi

 

10 درس طلایی از آلبرت انیشتین !

 امتحان دیفرانسیلمو خوب ندادم...

الان مثلا از زندگی نا امیدم...

=================================================


1. كنجكاوی را دنبال كنید:
"من هیچ استعداد خاصی ندارم. فقط عاشق كنجكاوی هستم"
چگونه كنجكاوی خودتان را تحریك می كنید؟
من كنجكاو هستم، مثلا برای پیدا كردن علت اینكه چگونه یك شخص موفق است و شخص دیگری شكست می خورد.
به همین دلیل است كه من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت كرده ام.
شما بیشتر در چه مورد كنجكاو هستید؟
پیگیری كنجكاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.


2. پشتكار گرانبها است:
"من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشكلات زمان زیادی می گذارم"
تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی كه آن را برساند.
پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای كه شروع كرده اید را به پایان برسانید.
با پشتكار می توانید بهتر به مقصد برسید.

3. تمركز بر حال:
"مردی كه بتواند در حالی كه غذا می خورد، با ایمنی رانندگی كند، از لذت  غذا خوردن  آنطور كه سزاوار آن هست بهره نمی برد"
پدرم به من می گفت نمی توانی در یك زمان بر ۲ اسب سوار شوی.
من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز.
یاد بگیرید كه در حال باشید و تمام حواستان را بدهید به كاری كه در حال حاضر انجام می دهید.
انرژی متمركز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شكست است.

4. تخیل قدرتمند است:
"تخیل همه چیز است. می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود. تخیــل به مراتب از دانش مهم تر است"
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می كنید؟
تخیل پیش‌درآمد تمام داشته‌های شما در آینده است.
نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیل تان را تمرین می دهید؟
اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سكون دربیایند.

5. اشتباه كردن:
"كسی كه هیچ وقت اشتباه نمی كند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد"
هرگز از اشتباه كردن نترسید چون اشتباه شكست نیست.
اشتباهات شما را بهتر، زیرك تر و سریع تر می كنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب كنید.
قدرتی كه منجر به اشتباه می شود را كشف كنید.
من این را قبل گفته ام، و اكنون هم می گویم، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی كه مرتكب می شوید را ۳ برابر كنید.

6. زندگی در لحظه:
"من هیچ موقع در مورد آینده فكر نمی كنم، خودش بزودی خواهد آمد"
تنها راه درست آینده شما این است كه در همین لحظه باشید.
شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض كنید.
بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است كه شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دهید.
این تنها زمانی است كه اهمیت دارد، این تنها زمانی است كه وجود دارد.

7. خلق ارزش:
"سعی نكنید موفق شوید، بلكه سعی كنید با ارزش شوید"
وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید بلكه وقت خود را صرف ایجاد ارزش كنید.
اگر شما با ارزش باشید، موفقیت را جذب می كنید.
استعدادها و موهبت هایی كه دارید را كشف كنید.
بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده كنید كه برای دیگران مفید باشد.
تلاش كنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد كرد.

8. انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید:
"دیوانگی یعنی انجام كاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن"
شما نمی توانید كاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید، به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه كار یكسانی (كارهای روزمره) را انجام دهید و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.
برای اینكه زندگی تان تغییر كند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افكار و اعمالتان متفاوت كنید، كه متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد كرد.

9. دانش از تجربه می آید:
"اطلاعات به معنای دانش نیست. تنها منبع دانش تجربه است"
دانش از تجربه می آید. شما می توانید درباره انجام یك كار بحث كنید، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این كار به شما می دهد.
شما باید این كار را تجربه كنید تا از آن آگاهی پیدا كنید.
تكلیف چیست؟ دنبال كسب تجربه باشید!
وقت خودتان را صرف یاد گرفتن اطلاعات اضافی نكنید. دست بكار شوید و دنبال كسب تجربه باشید.

10. اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی كنید:
"اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر كس دیگر بهتر بازی خواهید كرد"
دو گام هست كه شما باید انجام بدهید:
اولین گام اینكه شما باید قوانین بازی كه می كنید را یاد بگیرید، این یك امر حیاتی است.
گام دوم هم اینكه شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید.
اگر شما بتوانید این دو گام را حساب شده انجام دهید موفقیت از آن شماست.

شجاعت همیشه فریاد زدن نیست بلکه صدای آرامی ست که در انتهای روز میگوید:

فردا دوباره تلاش خواهم کرد...

تبریک عید

عید همه مبارک علی الخصوص دوستداران ریاضی(یه جا باید پارتی بازی کنیم واسه خودمون یا نه؟)

از منظر قرآن کريم در عيد غدير که عيد بزرگ ولايت است، نعمت هاي معنوي آلهي به برترين حد و بالاترين نصاب خود رسيد. حال چون نعمتي برتر از ولايت علي و اولاد علي (عليهم السلام) نيست، عيد غدير برترين اعياد امت اسلامي است و اعتقاد به ولايت تکويني و تشريعي امامان معصوم (عليهم السلام) و باورداشتن وبساطت و شفاعت و وسيله بودن آنان از مهمترين برکاتي است که نصيب امت اسلامي شده است.

                                                                           آیت الله جـــوادی آملـــی

منبع: http://esra.ir/main.asp