مدل ریاضی دانه های برف

 با اجرای این مدل در شرایط مختلف، محققان قادرند دامنه‌ی گسترده‌ای از شکل‌های دانه‌های برف طبیعی را بسازند امروزه دانه‌های سه‌بعدی برف می‌توانند با استفاده از برنامه‌ای -که توسط ریاضیدانان در دانشگاه « دیویس کالیفورنیا» (UC Davis) و دانشگاه «وسیکانسین- مادیسون» (Wisconsin- Madison) رشد پیدا کنند- در یک کامپیوتر ساخته می‌شوند. به‌گزارش سایت دانشگاه «دیویس کالیفورنیا» (UCDavis)، «جانکو گراونر» (Janko Gravner) پرفسور ریاضیدان دانشگاه «دیویس کالیفورنیا» (UCDavis) می‌گوید: هیچ دو دانه‌ی برفی همانند هم نیستند اما ممکن است خیلی شبیه همدیگر باشند. این‌که چرا خیلی با هم فرق نمی‌کنند، یک معما است. مدلی که بتواند آن‌ها را پردازش کند، ممکن است بتواند بعضی از این سؤال‌ها را جواب بدهد. پیچیده، به‌طور باور نکردنی تغییرپذیر و زیبا! دانه‌های برف حداقل از سال 1611 میلادی تا الان، معمایی پیچیده‌ای برای ریاضیدانان بوده است؛ وقتی که «جوهاناز کپلر» (Johannes Kepler) پیش‌بینی کرد که ساختمان شش گوش می‌تواند اساس یک ساختمان کریستالی باشد. دانه‌های برف از بخار آب اطراف بعضی انواع هسته‌ها مثل ذره‌ای از گرد وغبار رشد می‌کنند. سطح کریستال درحال رشد پیچیده و نیمه مایع است که در آن مولکول‌های آب از بخارهای محیط می‌توانند جذب یا جدا شوند. مولکول‌های آب بیش‌تر در بخش تقعر کریستال‌ها جذب می‌شوند. این مدل توسط «گراونر» (Gravner) و «دیوید گریفیت» (David Griffeath) از دانشگاه «ویسکانسین مادیسون» (Wisconsin- Madison) ساخته شده است و از فاکتورهای زیر در این مدل استفاده کرده‌اند: با اجرای این مدل در شرایط مختلف، محققان قادرند دامنه‌ی گسترده‌ای از شکل‌های دانه‌های برف طبیعی را بسازند.در تلاش برای مدل‌سازی برای همه‌ی مولکول‌های آب، فضا به المان‌های سه‌بعدی به‌اندازه‌ی یک میکرومتر تقسیم شدند. این برنامه در طول حدود 24 ساعت یک دانه‌ی برف را در یک کامپیوتر رومیزی پیشرفته تولید می‌کند. همانند دنیای واقعی، بخش‌های سوزنی‌شکل‌ بیش‌ترین کاربرد را در طرح دانه‌ها‌ی برف‌سازی توسط کامپیوتر دارد. این در حالی است که دانه‌های برف شش‌گوش کلاسیک یا «درختی» (Dendritic) یا دانه‌های برف «پر» مانند، هم در طبیعت و هم در شبیه‌سازی کامپیوتر کم‌تر بوده و استفاده شده‌اند. «گراونر» (Gravner) و «گریفیت» (Griffeath) می‌خواهند چندین دانه‌ی برف جدید را طراحی کنند. یکی از این طرح‌ها، به‌شکل پروانه است که شبیه سه پروانه است که از جلو به‌هم چسبیده‌اند. «گراونر» (Gravner) می‌گوید: به‌نظر می‌رسد دلیلی ندارد که چنین طرح‌هایی در طبیعت ظاهر نشوند اما در عین حال بسیار شکننده و بی‌دوام هستند. تعجب‌‌آور آن‌که ساختار سه‌بعدی همراه با ساختارهای پیچیده‌ای که اغلب بین دو صفحه به‌وجود می‌آیند از اهمیت بالایی برخوردارند. این مسأله را هنگام مشاهده‌ی دانه‌ی برف واقعی به‌سختی می‌توان رؤیت کرد اما با استفاده از میکروسکوپ الکترونی در مطلعه‌های دقیق از دانه‌های برف واقعی می‌توان مشاهده کرد.

عکس از یه گیاه خیلی جالب

من که کف کردم

انیمیشن های جالب ریاضی

 

استاد پرویز شهریاری چهره ماندگار معلمی ریاضیات

رياضيات علمي بدون رياضت

استاد از دوران كودكي خود تصويري بد در ذهن دارد؛ تصويري از جنگ و سختي و قحطي. خودش مي گويد دوران جنگ جهاني دوم وقتي كودكي بيش نبوده ساعت ها در صف نانوايي مي ايستاده و سر آخر چون بچه بوده به او مي گفتند نان تمام شده و به قول خودش دست از پا دراز تر به خانه برمي گشته است . او از رسمي ياد مي كند كه آن وقت ها ميان اشراف و پولدار ها باب بوده است : اجير كردن 5 تا 10 ساله كودكاني كه ششم ابتدايي را گذرانده باشند . آن وقت ها اين كار باب بود . به دنبال استاد هم آمده بودند كه گرچه خود استاد به خاطر اين كه از نظر غذا تأمين شود راضي به اين كار بوده ، اما مادري داشته كه مي خواسته به هر قيمتي شده بچه هايش درس بخوانند و تن به اين كار نداده است.

استاد پرويز شهرياري ، چهره ماندگار معلمي رياضيات در خانه اي مملو از كتاب و كتابخانه ميزبان ما بود و به گرمي به تمامي پرسش هاي ما پاسخ گفت .



از آن وقت ها بگوييد و اين كه چه شد به تحصيل رشته رياضيات پرداختيد؟

من سال 1305 در كرمان متولد شدم و دوره دبستان و دبيرستان را در كرمان گذراندم. پدرم سال 1317 در 46 سالگي از دنيا رفته بود. مادرم مي خواست به هر قيمتي كه شده است بچه هايش درس بخوانند و به همين دليل با وجود سختي هاي زندگي وارد دانشسراي مقدماتي كرمان شدم به اين اميد كه حقوقي داشته باشم و زندگي را بگذرانم تا اين كه در سال دوم دانشسراي مقدماتي بخشنامه اي از تهران آمد مبني بر اين كه شاگرد اول و دوم ها مي توانند براي ادامه تحصيل به تهران بيايند و اين شد كه من هم به تهران آمدم.

خود مسافرت من از كرمان به تهران داستاني شد و ما يك هفته در راه بوديم . يادم مي آيد كه ماشين 2 راننده داشت كه دم هر قهوه خانه اي مي ايستادند تا فرصتي براي كشيدن ترياك داشته باشند . يك شب در يزد و يك شب هم در اصفهان مانديم و بالاخره پس از يك هفته به تهران رسيديم.

در تهران پس از 2 روز كه راه و چاهي را پيدا كردم ما را در شبانه روزي پذيرفتند.ابتدا من مي خواستم رشته ادبي بخوانم چون بذنامه ام اين بود كه فلسفه را دنبال كنم، البته نا گفته نماند كه به رياضيات هم علاقه داشتم اما از ميان دانش آموزان دختر و پسري كه آن سال آمده بودند نزديك به 350 نفرشان در رشته ادبي اسم نوشتند و با اين كه استادان برجسته اي مثل دكتر معين و دكتر هوشيار داشتيم ، اما من احساس مي كردم نمي توانم هيچ استفاده اي از اين كلاس ها بكنم و پس از يك ماه از آن كلاس بيرون آمدم و در جستجوي كلاسي بودم كه تعداد كمتري شاگرد داشته باشد . فهميدم رشته رياضي 6 شاگرد دارد كه با من تعداد آنها 7 تا شد ، اما وسط سال يك نفر از ما جدا شد و در نهايت 6 نفر مانديم كه همگي هم شاگردهاي علاقه مندي بوديم . چون در دانشسراي مقدماتي كلاس ششم را نخوانده بوديم در آن سال ششم دبيرستان را تمام كرديم جاي ما هم نزديك بهارستان بود كه دانشكده علوم و دانشكده ادبيات آنجا بود و بعد از اينكه ششم را تمام كردم وارد دانشكده تهران در رشته رياضي شدم .





با كنكور يا بدون كنكور؟

از تمام تابستان آن سال دانشكده علوم تبليغ مي كرد كه ما 60 نفر را در رشته رياضي مي پذيريم و هر كسي هم كه بيايد برايش امكاناتي تهيه مي كنيم ، اما سر آخر 13 نفر بوديم كه وارد اين رشته شديم ، يادم مي آيد آن سال براي اولين بار 3 نفر خانم هم ميان دانشجويان رياضي بودند . اواسط درسم بود كه به خاطر پخش اعلاميه ها و روزنامه هايي كه مربوط به چپ بود ،از سازمان امنيت به سراغ من آمدند ، بازداشتم كردند و 3 سال در زندان ماندم . آن موقع 18 سالم بود . پس از اينكه بيرون آمدم به دانشكده رفتم ، اما رئيس دانشكده علوم به من گفت اين 3 سال كجا بودي و وقتي فهميد گرفتار بودم گفت ما نمي توانيم تو را بپذيريم مگر اين كه مجوز داشته باشي . من هم كه ناراحت شده بودم به بچه هاي دانشكده علوم گفتم آن ها من را به اين دليل نپذيرفتند . فرداي آن روز يك جيپ به خانه ما كه در نارمك بود آمد و به من گفتند رئيس دانشكده علوم مي خواهد تو را ببيند. وقتي نزد او رفتم به من گفت بيا و شرت را بكن كه دانشجويان تمام دانشگاه تهران به خاطر تو اعتصاب كرده اند و اين شد كه من سال سوم رشته رياضي را خواندم و ليسانس گرفتم . آن وقت ها دوران ليسانس رياضي 3 ساله بود .

به هر حال پس از اخذ مدركم يك سال در شيراز كار كردم ،اما اواخر كارم در شيراز وقتي مشغول تصحيح ورقه امتحانات آخر سال بودم رئيس فرهنگ شيراز آمد بالاي سرم و گفت در غياب رئيس فرهنگ فارس يك بخشنامه از طرف آقاي جعفري ،رئيس كل فرهنگ به ما رسيده و از ما خواسته اند حكم تو را به خاطر بازداشت ، لغو كنيم و تو را به مجموعه امنيتي شيراز معرفي كنيم ،اما من اين ملاقات را نديده مي گيرم و بهتر است تو زود از شيراز بروي . من هم همان موقع به خانه آمدم و مختصر اسبابي كه داشتم جمع كردم و با اتوبوس به تهران آمدم و به زندگي نيمه مخفي مشغول شدم .



اما از همان موقع در خودم احساس نياز به مطالعه و ترجمه را احساس مي كردم . از وقتي در دانشكده رياضي درس خواندم كتابي را به اسم تاريخ حساب شروع كرده بودم كه پس از گرفتاري من به وسيله مؤسسه انتشارات امير كبير چاپ شد . در زندان هم سعي كردم بيشتر وقتم را صرف مطالعه كنم و با استفاده از يك خود آموز ، زبان روسي را پيش خودم آموختم و از آن به بعد به جز 4 تا 5 كتاب كه از فرانسه ترجمه كرده ام بقيه را تا امروز از زبان روسي ترجمه كرده ام . در 10 سال اخير هم بيشتر گرايش به تاريخ رياضيات بخصوص تاريخ رياضيات در ايران پيدا كرده ام و در اين زمينه كارهاي ترجمه اي و تأليفي زيادي انجام داده ام .







چرا به تاريخ رياضيات علاقه مند شديد ؟

تاريخ رياضيات پايه كار است براي كسي كه رياضي مي خواند . به يك رابطه اي در رياضي برخورد مي كنيد اما اگر ندانيد ريشه اش چيست و چه كسي آن را كشف و چرا كشف كرده اصلا خود آن رابطه را هم نمي فهميد مثلا فرض كنيد كه بدانيم پايه هاي مثلثات در ايران ريخته شده است و از قرن سوم تا نهم هجري تمام زواياي كار مربوط به مثلثات را بررسي و روابط آنها را كشف كرده اند . اروپايي ها هم بعد از قرن 12 ميلادي بتدريج از روي نوشته هاي ايراني ها با مثلثات آشنا شدند و توانستند كار آنها را ادامه دهند . پايه هاي اصلي مثلثات از سوي ايراني ها ريخته شده است . اگر ما اين را مي دانستيم الان اين طور نبود كه مثلثات را به هيچ بگيرند ، يعني در كتاب هاي درسي ، مثلثات را به صورت تكه تكه و نا هماهنگ جا داده اند . پيش از ايراني ها همه چيز را با پاره خط و هندسه نشان مي دادند ، در حالي كه خط از نظر اندازه گيري دقيق نيست ؛ اما مثلثات همه چيز را دقيقا محاسبه مي كند . علاوه بر اين جبر هم در ايران به وجود آمده است ، به اين معنا كه اولين كتاب جبر را به اسم «جبر و مقابله » خوارزمي نوشته كه در سده سوم هجري زندگي مي كرده و معادلات درجه دوم را در كتابش حل كرده است . اين علم به مرور تكامل يافت تا دانشمنداني مثل محمد كرجي ، خيام و ... به جنبه هاي بالاتر معادله درجه دوم پرداختند و مثلا خيام معادلات درجه سوم را به كمك هندسه حل كرد و آن وقت جمشيد كاشاني كه آخرين رياضيدان ماست و در قرن نهم هجري زندگي مي كرد ، توانست معادله درجه سوم را به طريق جبري حل كند و نه هندسي و آن گونه كه خيام حل كرده بود . در ضمن ما خيام را مبتكر هندسه تحليلي هم مي دانيم . من معتقدم خيام با هندسه دكارت هم آشنا بوده است . جمشيد كاشاني هم توانسته است معادله درجه سوم را تا هر چند رقم اعشار به كمك جبر حل كند . البته هنوز در زمان رياضيدان هاي ايراني علامت هاي جبري پيدا نشده بود و اين را با توضيح شرح مي دادند . علامت هاي (=) يا (+) و يا (-) در قرن 16 پيدا شدند ، مثلا علامت مساوي در انگليس ، قرن شانزدهم به وسيله يك پزشك پيدا شد كه مي گفت هيچ چيز مثل دو خط موازي و كوتاه نمي تواند نشانه برابري دو چيز باشد . به هر حال تاريخ رياضي مي تواند پايه درك خود رياضيات باشد . در حال حاضر 3 كتاب زير چاپ دارم كه در زمينه رياضيات هستند . در يكي از آنها رياضيدانان ايراني را از قرن سوم تا نهم هجري شرح داده ام و كمي هم به رياضيدانان بعدي پرداخته ام . در كتاب ديگرم هم شرح حالي از هوشيار گيلاني كه در قرن نهم ميلادي زندگي مي كرده و همزمان با ابوريحان بود ، آورده ام و اين كتاب را از روسي ترجمه كرده ام و هنوز در حروفچيني است .



روس ها تقريبا درباره رياضيات ايران بسيار كار كرده اند . همان روس ها درباره محمود خجندي هم كار كرده اند كه ترجمه آنها را هم تمام كرده ام و حروفچيني شده و در دست تصحيح است . سعي من اين است كه در مقاله هايي كه مي نويسم به سابقه تاريخي مطلب هم اشاره كنم . مجموعا شايد حدود 1000 مقاله نوشته ام كه همه جا به تاريخچه كار هم توجه داشته ام . نزديك به 300 كتاب چاپ كرده ام كه شامل كتاب هاي درسي و...است و كتاب هايي كه فقط به مفاهيم توجه دارند و اينها مجموعه كارهاي من در دوران زندگي ام بوده است .







چرا اسم اين علم را رياضي گذاشته اند ؟

رياضيات به معني علمي است كه با رياضت به آن مي رسند ، در حالي كه خود رياضيات اصلا به معناي رياضت كشيدن نيست ، اگر با دانش آموز درست رفتار شود و بخصوص به كار گروهي توجه شود و معلم سعي كند همه چيز را از زبان خود دانش آموزان بيرون بكشد . رياضيات علمي پيوسته است و اگر دانش آموزي يك مفهوم را متوجه نشد ،نمي تواند بقيه مباحث را بفهمد . معلم ها بايد از همان ابتدا به صورت اصولي و پايه اي رياضيات را آموزش دهند ،اما من فكر مي كنم يكي از موانع اصلي تفكر و انديشه در زمان ما همين مسأله كنكور است ؛ زيرا دانش آموزان از وقتي كه پشت ميز كلاس هاي راهنمايي مي نشينند فقط احتياج دارند با تست كار كنند و اگر هم تصادفا وارد دانشگاه شوند ، مي بينند كه اصلا وضع آن طور كه فكر مي كردند نيست و در نتيجه در تمام دوره دانش آموزي نه كتابي مي خوانند و نه به مفاهيم توجهي دارند و هيچ چيزي را عمقي ياد نمي گيرند .

از صحبت شما استنباط مي كنم كه معلم كلاس اول دبستان كه پايه گذار مفاهيم رياضيات است ، بايد بسيار كار آزموده و با تجربه باشد.

رياضيات در همه كلاس ها مهم است و البته دبستان مهم تر؛ چون دبستان است كه بچه ها را مي سازد و بايد توجه بيشتري به آن داشت ؛ اما مجموعا از پايه اول تا آخر كه الان به آن پيش دانشگاهي مي گويند ، بجز با توجه به مفاهيم نمي توان بچه ها را آماده كرد و چيز آموخت ؛ چيزي كه در زمان ما اصلا به آن توجهي نمي شود فرض كنيد سر كلاس معلمي مي خواهد استدلال كند كه چرا مشتق سينوسx برابر كسينوس x است ؛ اما عده زيادي از دانش آموزان اعتراض مي كنند كه اصلا نيازي نيست ما اينها را بدانيم و فقط با ما تست كار كنيد . اين معلم چگونه مي تواند به اين دانشآموزان چيزي ياد بدهد؟ من الان 8-7 سال است كه تدريس نمي كنم و يكي از دلايل عمده اش همين مسأله تست و كنكور بوده است .







حال كه فهميديم رياضيات به چه معناست . مايليم بدانيم جبر چه معني ميدهد و آيا معني آن زور و اجبار است؟

اصلا اين طور نيست ، جبر به معني جبران كردن است ، درست مثل شعر سعدي كه مي گويد:« جبر خاطر مسكين بلا گرداند» كه در اينجا منظور اين نيست كه به مسكين زور بگوييد ، بلكه به معني جبران كردن است. اسم جبر و مقابله را خوارزمي گذاشت . اگر يك طرف تساوي عدد منفي باشد مثل 10- و به دو طرف 10 واحد اضافه كنيم يك طرف صفر و طرف ديگر 10+ مي شود كه اين كار عدد را با بردن از يك طرف به طرف ديگر تساوي جبران كرده است . مقابله يعني برابر قرار دادن دو مقدار كه معادل همان معادله مي شود و اساس جبر و مقابله هم معادله بوده است . تا انتهاي دوره ايران جبر و مقابله به معناي معادله بوده و كتابهايي كه 60سال پيش در ايران چاپ شده ، به نام جبر و مقابله بوده ، بدون آنكه معناي آن را بدانند .









قديمي ترين رياضيدانان دنيا چه كساني بوده اند ؟

پيش از ايراني ها يوناني ها هستند يوناني ها نزديك يك هزار سال كار كردهاند و فقط به رياضيات نظري كار داشته اند و كمتر عملي فكر مي كردند . اما چند تايي هم مثل ارشميدس در ميان يوناني ها پيدا مي شوند كه به كارهاي عملي پرداخته اند. پيش از يوناني ها فقط رياضيات كاربردي بوده است ، يعني هر چه مورد نياز زندگي و عمل بوده است كه آن دوره طولاني ترين دوره است و از ابتداي به وجود آمدن بشر تا قرن 6و7 پيش از ميلاد بوده است . پس از يوناني ها باز نوبت رياضيات كاربردي مي شود كه 600 سال طول كشيده است و مخصوص ايراني هاست. حساب به وسيله ايراني ها پخش شد ، يعني اينكه فقط با 10 علامت از صفر تا 9 مي توانيد هر عددي را بنويسيد ، به وسيله ايراني ها و خوارزمي و كتابي با نام حساب هندي در دنيا پخش شد . چون اين علامت ها هندي ها كشف كرده بودند . مثلثات را هم ايراني ها آغاز كرده اند . يعني جدول سينوس ها را تنظيم كرده و بعدها ادامه دادن تا اين كه جمشيد كاشاني سينوس يك درجه را هم حساب كرد و براي اين كار از حل معادله درجه سوم استفاده كرده است.







رابطه شما با اينترنت چطور است ؟

متاسفانه چشمهايم نمي بيند و هر دو چشمم در حدود 8 درصد بينايي دارد و كتاب را هم با زحمت زياد به كمك عينك و ذره بين مي بينم و راندمان كارم هم به همين مناسبت خيلي كم شده شده است ؛ اما همچنان به كارم ادامه مي دهم . اگر 10 سال پيش در يك روز مي توانستم 50 صفحه را ترجمه كنم حالا ديگر بيشتر از 7 تا 8 صفحه ترجمه نمي كنم.





از كي شروع به تدريس كرديد و در چه مقاطعي درس داده ايد؟

من از وقتي خودم سال سوم دبيرستان نظام قديم بودم (يعني سال نهم ) معلم حساب و هندسه ششم ابتدايي همان دبيرستان هم بودم و بيشتر هم رشته رياضي را درس داده ام . يعني از 15 سالگي معلم بوده ام تا همين حالا و اگر كسي از من بپرسد مجموعا در عمرت چه كرده اي ، مي گويم معلمي كرده ام راضي هم هستم . من در دانشكده فني هم تدريس كرده ام و نيز در مدرسه عالي پارس كه در آنجا پس از 2 يا 3 ماه تدريس منطق رياضي به من گفتند مجبوريم حقوق تو را به نام كسي بنويسيم كه دكترا يا لا اقل فوق ليسانس داشته باشد . شما درس بدهيد ، ما حقوق را به نام كس ديگري مي نويسيم ؛ اما به شما مي دهيم كه من قبول نكردم . گفتم اگر صلاحيت دارم ، به نام خود من بنويسيد و اگر هم صلاحيت ندارم كه مي روم كنار و همين طور هم شد و ديگر آنجا تدريس نكردم .





از شاگردانتان خبري هم داريد؟ميدانيد الان چه مدارجي دارند؟

چندي پيش شنيدم شاگرد من كه حالا در امريكاست در پلسخ به اين پرسش كه به چه مناسبتي به رشته رياضي و مسائل فني علاقه مند شدي، اول از همه اسم من را برده است و يك ساعت صحبت كرده كه اگر فلاني معلم ما نبود ، من هيچ وقت نمي توانستم پيش بروم. اين شاگرد من دكتر فيروز نادري است كه الان مدير يكي از بخش هاي ناسا و آدم موفقي است . معمولا از اين جور خبر ها دارم ؛ ولي اجازه نمي دهم جلوي خودم از من تعريف كنند.





كلاس هاي درستان چگونه برگزار مي شد؟

من معمولا كلاس هايم را با طرح يك پرسش از شاگرد ها شروع مي كردم. يادم هست در سال 1356 سر كلاس هشتم بودم و مسأله اي دادم و شاگردها را 3 نفر 3 نفر شريك كردم و گفتم با كمك هم حلش كنيد . آخر كلاس 3 نفر بازيگوشي مي كردند. گفتم چرا مسأله حل نمي كنيد ، گفتند عقلمان نمي رسد . گفتم عقلتان را روي هم بريزيد . گفتند : عقلمان گرد است وروي هم جا نمي گيرد . اما بقيه با هم كار كردند و پيشنهاد مي دادند و بالاخره مسأله را خود بچه ها حل كردند . تقريبا هميشه با كمك خود بچه ها مسأله و حتي قضيه هاي هندسه و يا جبر را درس مي دادم و معتقدم اين بهترين راه است براي جلب توجه شاگردها . كلاس هاي من اصلا خشك نبودند و هيچ وقت هم لازم نمي شد به شاگردي اخطار دهم كه چرا صحبت ميكني . حتي وقتي هم كه صداي زنگ تفريح مي آمد ، باز هم بحث ما ادامه داشت و تمام طول زنگ تفريح طول مي كشيد تا اين كه معلم بعدي وارد كلاس مي شد.



يكي از اين مسأله ها را براي ما هم مطرح مي كنيد؟

اگر يك خط راست داشته باشيم و چهار نقطه پراكنده روي آن باشد ، مربعي پيدا كنيد كه اگر ضلع هايش را ادامه دهيد ، هر كدام از يكي از اين نقطه ها بگذرد و اين را خود بچه ها حل كردند و در يكي از كتاب هايم راه حل بچه ها را نوشته ام و نوشته ام كه در كجا و به چه طريق و از سوي چه كساني حل شده است .





بسياري از كتاب هاي شما سال پيش چاپ شده است و به سختي پيدا مي شوند ، چرا تجديد چاپ نمي شود ؟

اينها دست ناشران است . 6 ماه پيش بنيادي به نام من به ثبت رسيد و من 40 تا 50 هزار جلد كتاب دارم كه به اضافه مقداري وسايل منزل مي خواهم به آنجا بدهم و قصد دارم تا جايي كه ميسر باشد، كتاب هايم را از ناشران مختلف پس بگيرم و به نام آن بنياد به چاپ برسانم تا همه در يك جا متمركز باشند و دسترسي راحت تري داشته باشند. مثلا كتابي كه ترجمه از روسي است و نام آن سرگرمي هاي هندسه است ، در حدود بيش از 25 سال پيش چاپ شده و ديگر چاپ نشده است و بسيار جالب است . شاگرد مي تواند از هر صفحه و هر مطلبش چيز ياد بگيرد . درست است كه با كنكور تستي جور در نمي آيد ؛ اما باز هم هستند دانش آموزاني كه علاقه مند هستند رياضيات را بفهمند .





از زندگي خود راضي هستيد؟

آدم گاهي در تخيلاتش خيلي چيز ها مي خواهد كه به آنها نمي رسد ؛ اما من از آنچه به دست آورده ام كاملا راضي هستم و اگر قرار باشد زندگي مجددي داشته باشم همين راه را برميگزينم : رياضيات .







نكته اي درباره واژه سينوس

استاد اين طور مي گويد : به اعتقاد من سينوس لفظي فرانسوي است كه ترجمه واژه «جيب» عربي است كه به معني گريبان است . اما من نمي دانم كلمه سينوس با گريبان چه ارتباطي دارد . اعتقاد من اين است كه خوارزمي «جيب» به كار نبرده است ، بلكه از واژه «جيپ»، كه كلمه اي پهلوي و به معني «ديرك » است ؛ يعني چيزي كه عمود بر زمين فرو مي كنند و از روي سايه آن مي توانند موقع روز را تشخيص دهند ، استفاده كرده است ؛ اما نسخه نويسان كتاب خوارزمي كه معني جيپ را نمي فهميدند ، چون «پ» عربي نبود ، با خود فكر كردند «جيب» درست است و آ‹ را به فرانسه ترجمه كردند و سينوس گذاشتند . به هر حال ، فرقي نمي كند چه جيب باشد و چه جيپ ؛ چون همين كلمه به فرانسه ترجمه شده است ، پس واژه سينوس از ايران پخش و در دنيا متداول شده است.





مرجع مقاله

منبع: روزنامه جام جم / شماره 1705

چه تاریخی چند شنبه است ؟

میخواهم راهی را به شما عزیزان یاد بدهم که اگر تاریخ بخصوصی از سال را به شما دادند شما بتوانید بگوئید که آن روز چند شنبه بوده یا خواهد بود ( مثلا سیزده بدرگذشته یا 22 بهمن آینده ) . بسیار خوب ، اول سال را به دو قسمت تقسیم کنید : ( 1 ) 7 ماه اول سال و (2 ) 5 ماه دوم سال . حال اگر تاریخی که به شما داده اند در قسمت ( 1 ) قرار میگیرد ، مثل همان سیزده بدر یعنی 13/1/88 ، عدد ماه یعنی 1 را در 3 ضرب نموده و به آن 3 واحد اضافه کنید و آنگاه عدد روز یعنی 13 را با آن جمع نمائید تا عدد 19 را بدست آورید . حال این عدد 19 را بر 7 تقسیم کنید و با قیمانده را بدست آورید . اگر باقیمانده 0 شد یعنی آن تارخ شنبه بوده و اگر 1 شد یکشنبه و اگر 2 شد دوشنبه و ... و اگر 6 شد جمعه . پس در اینجا که باقیمانده 5 میشود یعنی سیزده بدر پنجشنبه بوده است . ولی اگر تاریخی که به شما داده اند در قسمت ( 2 ) قرار میگیرد ، مثل همان 22 بهمن 22/11/88 ، عددماه را اینبار بجای 3 در 2 ضرب کنید و بعد هم عین همان کارهای بالا را ادامه دهید . خواهید دید که عدد 47 بدست می آید زیرا 47= 22+3+22 حال باقیمانده ی تقسیم این عدد را بر 7 بدست می آوریم که میشود 5 پس این روز هم پنجشنبه خواهد بود ! امیدوارم تا اینجا را خوب متوجه شده باشید . امتحان میکنیم ! تمرین - آیا میتوانید بگوئید هفتم اسفند سالجاری چند شنبه خواهد بود ؟ حل – چون تاریخ مربوط به قسمت ( 2 ) سال است پس عدد ماه یعنی 12 را در 2 ضرب میکنیم که میشود 24 حالا 3 تا به آن اضافه میکنیم میشود 27 اکنون عدد روز یعنی 7 را به آن می افزائیم میشود 34 . این عدد را بر 7 تقسیم میکنیم باقیمانده 6 میشود پس روز مورد نظر جمعه خواهد بود .
توجه داشته باشید این راهی که خدمتتان عرض کردم فقط برای سال جاری یعنی 1388 کاربرد دارد . اما چون هر 4 سال یکبار ، سال ، کبیسه است یعنی اسفند 30 روزه دارد ، کما اینکه پارسال یعنی سال 87 چنین بود و نیز سه سال دیگر یعنی سال 91 نیز چنین خواهد بود ، لازم است این مسئله هم در محاسبات ما مورد نظر قرار گیرد . من طرز محاسبه را برای 5 سال بعد از سال 88 و نیز 5 سال قبل از سال 88 را هم برای شما به اجمال توضیح میدهم که با مشکلی مواجه نشوید .
بعد از اینکه عدد ماه را در 3 برای قسمت ( 1 ) و در 2 برای قسمت ( 2 ) سال ضرب کردید و به جواب ابتدا 3 واحد و بعد به اندازه ی عدد روز اضافه نمودید ، کار تقسیم حاصل به عدد 7 شروع میشد . حالا قبل از تقسیم حاصل بر 7 ، ابتدا برای سال 89 یک واحد و برای سال 90 دو واحد و برای سال 91 سه واحد و برای سال 92 پنج واحد و برای سال 93 شش واحد به حاصل اضافه کنید و بعد کار تقسیم بر 7 را انجام دهید . همچنین برای سال 87 دو واحد و برای سال 86 سه واحد و برای سال 85 چهار واحد و برای سال 84 پنج واحد و برای سال 83 هفت واحد از حاصل کم کنید و بعد تقسیم بر هفت را انجام دهید .امیدوارم خوب توضیح داده باشم و شما عزیزان خوب متوجه شده باشید . پس یک امتحان میکنیم . تمرین – 12/5/91 چند شنبه خواهد بود ؟ حل – ابتدا 5 را 3 ضرب میکنیم و به آن 3 واحد می افزائیم . جواب را که 18 شده با عدد روز جمع میکنیم حاصل 30 میشود اکنون چون سال ، 91 است به حاصل سه واحد اضافه میکنیم جواب میشود 33 که چون بر 7 تقسیم کنیم باقیمانده 5 خواهد شد که این بمعنای پنجشنبه بودن آن روز خواهد بود .

منبع

رياضيات محض و كاربردي

دوست عزیزی که نظر داده بودی ممنون از نظرت!اولین نظر این وبم بود...

تازه وبلاگ رو تو لیست وبلاگ های بلاگفا ثبت کردم و امیدوارم از این به بعد دوستداران ریاضی بیشتر بیان و به این وبلاگ سر بزنن.

اگه نظر بدن که بیشتر تو چه مایه هائی به مطلب نیاز دارن خب قطعا منم میدونم چیکار باید بکنم...

در مورد رشته ی ریاضی اگر کسی اطلاعات دقیق داره یه کم راهنمائی میخواستم...

مرددم برای اینکه به عنوان رشته ی دانشگاهیم انتخابش کنم یا نه...

---------------------------------------------------------------------------------------

رياضيات محض و كاربردي

ماهيت كار

رياضي يكي از قديمي ترين و پايه اي ترين رشته هاي علوم است . رياضي دانان از نظريه هاي رياضي , روشهاي محاسبه , آلگوريتمها و آخرين دستاوردهاي رايانه اي براي حل مسائل اقتصادي , علمي , مهندسي , فيزيك و تجاري استفاده مي كنند.كار رياضي دانان به دو بخش گسترده تقسيم مي شود . رياضي محض و رياضي كار بردي . اين دو گروه كاملا از يكديگر قابل تمايز نبوده و اغلب بايكديگرهمپوشاني دارند.

رياضي دانان محض(نظري) با گسترش مباني جديد و تشخيص روابط كشف نشده ميان قوانين موجود رياضي باعث گسترش دانش رياضي مي شوند . اگرچه آنان به دنبال گسترش دانش پايه بوده بي آنكه لزوما موارد كاربردي آنرا بررسي كنند ، چنين دانش مطلقي , نوعي راهبرد مفيد در ايجاد وپيشبرد بسياري از دستاوردهاي مهندسي و علمي بوده است.

بسياري از رياضيدانان محض به عنوان استاد در دانشگاه ها استخدام شده و زمان كاري خود را بين تدريس و امور تحقيقي تقسيم مي كنند.

از طرف ديگر، رياضي دانان كاربردي با بهره گيري از نظريات و روشهاي رياضي مانند روشهاي محاسبه و مدل سازي رياضي به فرمولبندي وحل مسائل عملي در امور تجاري , دولتي , مهندسي و درعلوم اجتماعي، فيزيك و امور مربوط به زندگي مي پردازند . به عنوان مثال , براي برنامه ريزي درخطوط هوايي ميان شهر ها , بررسي اثر وميزان ايمني داروهاي جديد , خصوصيات آيروديناميكي پيش مدل اتومبيل ها و مقرون به صرفه بودن روشهاي ديگر توليد به تجزيه و تحليل كار آمدترين راه مي پردازند.

امكان دارد رياضي دانان كاربردي كه دست اندر كار تحقيق و گسترش صنعتي هستند با حل مسائل مشكل باعث ايجاد يا تقويت روشهاي رياضي شوند .گروهي از رياضي دانان به نام رمزياب به تجزيه و تحليل و كشف سيستمهاي رمزي مي پردازند كه به صورت كد بوده واز طريق آنها اطلاعات نظامي , سياسي , مالي يا اجرايي و قانوني رد و بدل مي شود.

رياضي دانان كاربري با يك مساله كاربردي شروع كرده , اجزاي تفكيك شده عمليات مورد نظر را در فكر مجسم مي كنند و سپس اجزا را به متغير هاي رياضي تبديل مي كنند.

رياضي دانان غالبا با نمونه سازي توسط راه حلهاي فرعي ، بوسيله رايانه به تجزيه و تحليل روابط ميان متغيرها و حل مسائل پيچيده مي پردازند.

قسمت اعظم كار در رياضي كار بردي به وسيله افراد با عنواني غير از رياضي دان انجام مي شود . در حقيقت ، از آنجائيكه رياضي شالوده ايست كه بر اساس آن بسياري ازرشته هاي علمي بنا مي شود شمار افرادي كه از فنون رياضي بهره مي گيرند بيشتر از كسانيست كه رسما" به عنوان رياضي دان شناخته ميشوند .

به عنوان مثال , مهندسان , دانشمندان علوم رايانه , فيزك دانان و اقتصاد دانان از جمله كساني هستند كه به شكل وسيعي از علم رياضي بهره مي جويند. گروهي از افراد متخصص مانند آماردانان , آمارگيران , تحليل گران محقق در عمليات , در حقيقت در شاخه خاصي از رياضي متخصص مي باشند . بسيار پيش ميايد كه رياضي دانان كاربردي براي دستيابي به راه حلهايي در مسائل گوناگون با افراد ديگر شاغل در سازمان همكاري كنند .

محيط كار رياضي دانان غالبا"در دفاتر راحت كار ميكنند .آنها اغلب جزئي از يك تيم متشكل از متخصصين علوم مختلف كه ممكن است شامل اقتصاددانان , مهندسان , دانشمندان علوم رايانه اي , فيزيك دانان , تكنسين ها و ديگر افراد باشد .تحويل به موقع پروژه ها , اضافه كاري , تقاضاهاي خاص براي اطلاعات يا تجزيه و تحليل و مسافرتهاي طولاني به منظور شركت در سمينارها يا كنفرانسها جزئي از شغل آنان محسوب مي شود . رياضي داناني كه در دانشگاهها مشغول به كارند معمولا"در زمينه تدريس و تحقيق مسئوليتهايي بر عهده دارند. اين افراد اغلب يا به تنهايي امور تحقيقاتي را اداره مي كنند و يا ازهمياري دانشجويان فارغ التحصيل و علاقه مند به موضوعات تحقيقي بهره مند مي شوند.

فرصتهاي شغلي

بيشترين فرصتهاي شغلي در سرويسهاي تحقيقي و آز مايشي , آموزشي , امنيتي , سيستمهاي تبادل كالا ، مديريتي و روابط عمومي وجود دارد . دربين مراكز توليدي ، صنايع هوا فضا و دارويي اصليترين استخدام كننده ها ميباشند . گروهي از رياضي دانان نيزدر بانكها و يا شركتهاي بيمه مشغول به كارند.

آموزش و ادامه تحصيل بسياري از فرصتهاي شغلي كه در كارهاي پژوهشي براي رياضيدانان در نظر گرفته ميشود بصورت عضوي از يك تيم حرفه اي مي باشد . دانشمندان محقق در چنين مشاغلي يا در زمينه تحقيقات پايه و مباني نظري و يا در تحقيقات عملي براي ايجاد يا بهبود فرايند توليد مشغول به كار مي شوند . اكثر افرادي كه داراي مدرك ليسانس يا فوق ليسانس بوده و در صنايع خصوصي كار ميكنند , نه به عنوان رياضي دان بلكه بعنوان برنامه نويس رايانه , تحليل گر سيستم يا مهندس سيستم رايانه اي مشغول به كارند.

دوره هاي رياضي مورد نياز اين مدرك شامل حساب ديفرانسيل , معادلات تفاضلي و جبر خطي و انتزاعي مي باشد . دوره هاي اضافي ميتواند نظريه هاي احتمالات و آمار , آناليز رياضي , آناليز عددي , توپولوژي , رياضيات گسسته و منطق رياضي را در برگيرد .

بسياري از دانشگاه ها براي دانشجوياني كه در رشته رياضي تحقيق مي كنند , در زمينه رشته هاي مربوط به رياضي مانند علوم رايانه اي , مهندسي , فيزيك و اقتصاد دوره هايي بر گذار مي كنند . براي بسياري از كار فرمايان ,آگاهي همزمان در رياضي و علوم رايانه اي , اقتصاد يا ديگر علوم نوعي مزيت محسوب مي شود . يك محصل رياضي آينده نگر بايد تا جايي كه امكان دارد بسياري از دروس رياضي را در دبيرستان بياموزد .

در مورد رياضيات كاربردي آموزش ديدن در زمينه هايي كه قرار است رياضي در آن به كار برده شود بسيار مهم است . رياضي به شكل وسيعي در علوم فيزيك ,آمار , مهندسي مورد استفاده قرار مي گيرد . علوم رايانه اي , تجاري , مديريت صنعتي , اقتصاد , امور مالي , شيمي , زمين شناسي , علوم روزمره و اجتماعي وابسته به رياضي كار بردي مي باشند . رياضي دانان بايد در زمينه برنامه نويسي رايانه اي از اطلاعات جامعي برخوردار باشند چرا كه اكثر محاسبات رياضي پيچيده و مدل سازي رياضي بوسيله رايانه انجام مي شود.

رياضي دانان نياز به قدرت استدلال خوب و مداومت براي تشخيص ، آناليز و به كار بردن مباني رياضي در مسائل فني دارند . مهارتهاي ارتباطي مهم مي باشد چرا كه رياضي دانان بايستي در زمينه راه حلهاي مطرح شده با افرادي وارد بحث شوند كه احتمالا" اطلاع كافي ازعلم رياضي ندارند.

چشم انداز كار

انتظار مي رود كه در آينده از ميزان استخدام افراد به عنوان رياضي دان كاسته شود چرا كه مشاغل اندكي با نام علم رياضي وجود خواهد داشت . هر چند دارندگان مدرك PHD و فوق ليسانس با اطلاعات جامعي در زمينه رياضي و علوم مربوطه مانند مهندسي يا علوم رايانه اي احتمالا از فرصتهاي شغلي مطلوب تري برخوردار خواهند بود . با اين حال , بيشتر اين افراد به جاي عنوان رياضي دان از عنوان كاري بر خوردار مي شوند كه نمايانگر شغل آنان مي باشد . پيشرفت تكنولوژي معمولا باعث گسترش كاربرد علم رياضي مي شود و در آينده به افرادي كه در اين رشته مهارت يابند نياز پيدا خواهيم كرد . با اين وجود افرادي كه در امور صنعتي يا دولتي مشغول به كار مي شوند علاوه بر علم رياضي در علوم مربوطه نيز به دانش پيشرفته اي نياز خواهند داشت رياضي دانان براي يافتن شغل بايد با افرادي رقابت كنند كه در علوم مربوط به رشته رياضي تخصص دارند . موفق ترين جويندگان كاركساني هستند كه مي توانند مباني رياضي را در مسائل واقعي زندگي بكار برده و از مهارتهاي ارتباطي ,گروهي و رايانه اي مطلوبي بهره مند هستند .

در صورت نياز سازمان آموزش و پرورش , اكثر دارندگان مدرك ليسانس مي توانند به عنوان دبير در مدارس مشغول بكار شوند.

رقابت كاري در ميان دارندگان مدرك فوق ليسانس و در امور تحقيقي و نظري بسيار با لاست . از آنجايي كه اكثر مشاغل دانشگاهي در اختيار دارندگان مدرك PHDاست , لذا بسياري از فارغ التحصيلان رشته رياضي , بدنبال استخدام در مشاغل دولتي يا صنعتي مي باشند.

ميزان در آمد

در ايالات متحده در سال 2000, ميانگين درآمد سالانه رياضي دانان 68640 دلار بوده است.

شمارش در مصر باستان

در سیستم شمارش عربی با 10 رقم(از صفر تا 9) می­توانیم اعدادی هرچقدر بزرگ که بخواهیم بسازیم. بدین گونه که همه ارقام را برای شمارش تا 9 بکار می­بریم و پس از آن برای ساختن اعداد بزرگتر، آنها را با هم ترکیب می­کنیم. به همین خاطر هر اندازه که جا برای نوشتن داشته باشیم، عدد کم نمی­آوریم.
اما مصریان باستان به گونه­ای دیگر فکر می­کردند، آنها یک خط ساده به معنای یک داشتند، مثل ما، اما در عوضِ یک نماد جدید برای عدد 2، آنها دو خط بکار می­بردند. به همین گونه سه خط برای عدد 3، چهار خط برای عدد چهار و تا نُه خط برای عدد 9. تا اینجا تقریبا تعداد زیادی خط وجود دارد! بنابراین مصریان برای عدد 10 یک نماد جدید ابداع کرده­اند.
سپس آنها اضافه کردن خطوط برای واحدها و نماد ده برای دهگانها را ادامه می­دهند تااینکه به صد برسند. در اینجا نیز باز به یک نماد جدید نیاز است.
اینگونه دستگاه شمارش، "یگانی" نامیده می­شود. در میان تمدنهای باستانی این سیستم متعارف و مشترک است. یک مزیت سیستم یگانی این است که تفاوتی در ترتیب نوشتن اعداد وجود ندارد. شما می­توانید نمادها را در هم بریزید و همچنان معنای آنها را پیدا کنید. اما در سیستم شمارش ما 123 معنائی متفاوت از 321 دارد.
مصریان نیز درست مانند ما 10 را پایه سیستم شمارش خود قرار داده بودند. وجود ده انگشت در دستان، این مساله را عادی می­نمایاند.
-         نماد یک به احتمال از انگشت گرفته شده است. هرکسی شمارش را با انگشتانش آغاز می­کند.
-         نمادها با بزرگتر شدن اعداد پیچیده­تر می­شوند. نماد عدد ده تکه­ای از یک ریسمان است.
  
-         نماد عدد صد یک ریسمان مارپیچ است.
-         نماد عددهزار یک لوتوس یا نیلوفر آبی است که برگ، ساقه و ساقه­های زیرزمینی یا ریشه را نشان می­دهد.
     
       -         نماد عدد ده­هزار یک انگشت منفرد بزرگ است . شاید این انگشت ده­هزار مرتبه بزرگتر از نماد یک است.
-         نماد صدهزار یک بچه قورباغه است که به نظر تاحد زیادی به یک قورباغه دگرگون شده است. اگر دلیل استفاده این سمبل برای عددی به این بزرگی را می­خواهید استخری مملو از تخم قورباغه که همگی در حال دگردیسی به قورباغه­های کوچک هستند را در نظر بیاورید.
 -         نماد یک میلیون الهه­ای به نام "Heh" است.
مصریها حتی نمادی برای بینهایت نیز داشته­اند که بزرگتر از هر عددی که نوشته می­شده بوده است. این نماد یک دایره است که شما می­توانید همواره بر روی آن حرکت کنید بدون اینکه به پایان برسید.
Ra (خدای خورشید) عقابی است که این نماد را در هریک از چنگال­های خود حمل می­کند.
مصریان به سیستم شمارشی قوی برای ساختن اهرام نیاز داشته­اند. آنها باید مقدار سنگ مورد نیاز اهرام، غذای مورد نیاز روزانه کارگران و همچنین برای  انبار کردن و اینکه هیچگاه تمام نشود را محاسبه می­نموده­اند.
آنان همچنین نمادهائی برای کسرها داشته­اند اما هیچ نمادی برای صفر نداشته­اند.
 
 
پ.ن:عکساش باز نمیشد حذف کردم.
 

پیدايش مثلثات

تاريخ علم به آدمى يارى مى رساند تا «دانش» را از «شبه دانش» و «درست» را از «نادرست» تشخيص دهد و در بند خرافه و موهومات گرفتار نشود. در ميان تاريخ علم، تاريخ رياضيات و سرگذشت آن در بين اقوام مختلف ، مهجور واقع شده و به رغم اهميت زياد، از آن غافل مانده اند. در نظر داريم در اين فضاى اندك و در حد وسعمان برخى از حقايق تاريخى( به خصوص در مورد رشته رياضيات) را برايتان روشن و اهميت زياد رياضى و تاريخ آن را در زندگى روزمره بيان كنيم.

براى بسيارى از افراد پرسش هايى پيش مى آيد كه پاسخى براى آن ندارند: چه شده است كه محيط دايره يا زاويه را با درجه و دقيقه و ثانيه و بخش هاى شصت  شصتى اندازه مى گيرند؟ چرا رياضيات با كميت هاى ثابت ادامه نيافت و به رياضيات با كميت هاى متغير روى آوردند؟ مفهوم تغيير مبناها در عدد نويسى و عدد شمارى از كجا و به چه مناسبت آغاز شد؟ يا چرا در سراسر جهان عدد نويسى در مبناى ۱۰ را پذيرفته اند، با اينكه براى نمونه عدد نويسى در مبناى ۱۲ مى تواند به ساده تر شدن محاسبه ها كمك كند؟ رياضيات از چه بحران هايى گذشته و چگونه راه خود را به جلو گشوده است؟ چرا جبر جانشين حساب شد، چه ضرورت هايى موجب پيدايش چندجمله اى هاى جبرى و معادله شد؟ و… براى يافتن پاسخ هاى اين سئوالات و هزاران سئوال مشابه ديگر در كليه رشته ها، تلاش مى كنيم راه را نشان دهيم، پيمودن آن با شماست…

از نامگذارى «مثلثات» مى توان حدس زد كه اين شاخه از رياضيات دست كم در آغاز پيدايش خود به نحوى با «مثلث» و مسئله  هاى مربوط به مثلث بستگى داشته است. در واقع پيدايش و پيشرفت مثلثات را بايد نتيجه اى از تلاش هاى رياضيدانان براى رفع دشوارى هاى مربوط به محاسبه هايى دانست كه در هندسه روبه روى دانشمندان بوده است. در ضمن دشوارى هاى هندسى، خود ناشى از مسئله  هايى بوده است كه در اخترشناسى با آن روبه رو مى شده اند و بيشتر جنبه محاسبه اى داشته اند. در اخترشناسى اغلب به مسئله   هايى بر مى خوريم كه براى حل آنها به مثلثات و دستورهاى آن نيازمنديم. ساده ترين اين مسئله  ها، پيدا كردن يك كمان دايره (بر حسب درجه) است، وقتى كه شعاع دايره و طول وتر اين كمان معلوم باشد يا برعكس، پيدا كردن طول وترى كه طول شعاع دايره و اندازه كمان معلوم باشد. مى دانيد سينوس يك كمان از لحاظ قدر مطلق برابر با نصف طول وتر دو برابر آن كمان است. همين تعريف ساده اساس رابطه بين كمان ها و وترها را در دايره تشكيل مى دهد و مثلثات هم از همين جا شروع شد. كهن ترين جدولى كه به ما رسيده است و در آن طول وترهاى برخى كمان ها داده شده است متعلق به هيپارك، اخترشناس سده دوم ميلادى است و شايد بتوان تنظيم اين جدول را نخستين گام در راه پيدايش مثلثات دانست. منه لائوس رياضيدان و بطلميوس اخترشناس (هر دو در سده دوم ميلادى) نيز در اين زمينه نوشته هايى از خود باقى گذاشته اند. ولى همه كارهاى رياضيدانان و اخترشناسان يونانى در درون هندسه انجام گرفت و هرگز به مفهوم هاى اصلى مثلثات نرسيدند. نخستين گام اصلى به وسيله آريابهاتا، رياضيدان هندى سده پنجم ميلادى برداشته شد كه در واقع تعريفى براى نيم وتر يك كمان _يعنى همان سينوس- داد. از اين به بعد به تقريب همه كارهاى مربوط به شكل گيرى مثلثات (چه در روى صفحه و چه در روى كره) به وسيله دانشمندان ايرانى انجام گرفت. خوارزمى نخستين جدول هاى سينوسى را تنظيم كرد و پس از او همه رياضيدانان ايرانى گام هايى در جهت تكميل اين جدول ها و گسترش مفهوم هاى مثلثاتى برداشتند. مروزى جدول سينوس ها را تقريبا ۳۰ درجه به ۳۰ درجه تنظيم كرد و براى نخستين بار به دليل نيازهاى اخترشناسى مفهوم تانژانت را تعريف كرد. جدى ترين تلاش ها به وسيله ابوريحان بيرونى و ابوالوفاى بوزجانى انجام گرفت كه توانستند پيچيده ترين دستورهاى مثلثاتى را پيدا كنند و جدول هاى سينوسى و تانژانتى را با دقت بيشترى تنظيم كنند. ابوالوفا با روش جالبى به يارى نابرابرى ها توانست مقدار سينوس كمان ۳۰ دقيقه را پيدا كند و سرانجام خواجه نصيرالدين طوسى با جمع بندى كارهاى دانشمندان ايرانى پيش از خود نخستين كتاب مستقل مثلثات را نوشت. بعد از طوسى، جمشيد كاشانى رياضيدان ايرانى زمان تيموريان با استفاده از روش زيبايى كه براى حل معادله درجه سوم پيدا كرده بود، توانست راهى براى محاسبه سينوس كمان يك درجه با هر دقت دلخواه پيدا كند. پيشرفت بعدى دانش مثلثات از سده پانزدهم ميلادى و در اروپاى غربى انجام گرفت. يك نمونه از مواردى كه ايرانى بودن اين دانش را تا حدودى نشان مى دهد از اين قرار است: رياضيدانان ايرانى از واژه «جيب» (واژه عربى به معنى «گريبان») براى سينوس و از واژه «جيب تمام» براى كسينوس استفاده مى كردند. وقتى نوشته هاى رياضيدانان ايرانى به ويژه خوارزمى به زبان لاتين و زبان هاى اروپايى ترجمه شد، معناى واژه «جيب» را در زبان خود به جاى آن گذاشتند: سينوس. اين واژه در زبان فرانسوى همان معناى جيب عربى را دارد. نخستين ترجمه از نوشته هاى رياضيدانان ايرانى كه در آن صحبت از نسبت هاى مثلثاتى شده است، ترجمه اى بود كه در سده دوازدهم ميلادى به وسيله «گرادوس كره مونه سيس» ايتاليايى از عربى به لاتينى انجام گرفت و در آن واژه سينوس را به كار برد. اما درباره ريشه واژه «جيب» دو ديدگاه وجود دارد: «جيا» در زبان سانسكريت به معناى وتر و گاهى «نيم وتر» است. نخستين كتابى كه به وسيله فزازى (يك رياضيدان ايرانى) به دستور منصور خليفه عباسى به زبان عربى ترجمه شد، كتابى از نوشته هاى دانشمندان هندى درباره اخترشناسى بود. مترجم براى حرمت گذاشتن به نويسندگان كتاب، «جيا» را تغيير نمى دهد و تنها براى اينكه در عربى بى معنا نباشد، آن را به صورت «جيب» در مى آورد. ديدگاه دوم كه منطقى تر به نظر مى آيد اين است كه در ترجمه از واژه فارسى «جيپ»- بر وزن سيب- استفاده شد كه به معنى «تكه چوب عمود» يا «ديرك» است. نسخه نويسان بعدى كه فارسى را فراموش كرده بودند و معناى «جيپ» را نمى دانستند، آن را «جيب» خواندند كه در عربى معنايى داشته باشد.

 

منبع:دانستنی های ریاضی

شعر

چند تا شعر از اینترنت پیدا کردم خیلی خوشم اومد گفتم شماها هم داشته باشینشون...

شاعر این مثنوی دیوانه نیست با ریاضی خوانده ها بیگانه نیست

روز و شب خواب ریاضی دیده ام خواب خطهای موازی دیده ام

كاش در دنیا نشان از غم نبود صفر صفرم اینقدر مبهم نبود

حال ،بشنو اندكی از رشته ام مثل یك زالو به خونش تشنه ام

در ریاضی چهره ای شاداب نیست هشت ترمی ،در انجا باب نیست

بچه ها پیوسته دشنامش دهند گوش خود اما به فرمانش دهند

ای ریاضی ،ای ریاضی چیستی؟ می بری هردم به تیغت ،كیستی ؟

تاكه اسمت بر زبان سبز شد كل مغزم پیچهایش هرز شد

چون برای درسهایی مثل جبر گاو نر می خواهد و یك مرد گبر

شخصیتهایی چنان فرما وگوس هر كدامش قامتم را داده قوس

بچه ها از قضیه گریان می شوند بهر اثباتش پریشان می شوند

بهر تنها یكصدم پایان ترم جمله می لولند انجا مثل كرم

نانشان را همچواجر كرده است اینچنین امثال تیلور كرده است

جمله دانشجو به ظاهر مثل گل لیك در عقل وسیرت گشته خل

روزها در محضر فیثاغورس می شود دیوانه وبی حال وحس

می رود گاهی به چپ ،گاهی به راست مثل یك دنباله ناهمگراست

شب ولیكن تا سحر خر می زنند صحبت از دنیای دیگر می زنند

پر امید از شیوه اقلیدسی است بینوا كف كرده در رویای بیست

چونكه انجا بیست از ان خداست نوزده را ول كه سهم انبیاست

از میان سیزده دانشكده زیر ده ،گویی میانگینش زده

از ریاضی گشته خر باهوشتر كرده كمتر راه خود را بر وتر

قضیه ای را می برد دائم به كار قضیه ای در هندسه، نامش حمار

می زنم فریاد لبریز از یقین ای فغان از دست استوكس وگرین

ان ریاضی یك،به زحمت پاس شد نمره ام ده شد ولی سر طاس شد

صنعتی من زلف ومویی داشتم بین یاران ابروئی داشتم

می زدم فرق وسط ،گهگا ه رپ می شدم پشت تریبونهای گپ

از چه رو كردی سرم را طاس طاس؟ ای دریغ ،افتاده ام از اند كلاس

ای ریاضی خوان شاعر گوش كن پنبه غفلت برون از گوش كن

رشته ها را غرق حلاجی مكن مسخره بر برق و نساجی مكن

مثل این جادو گران پیر زن اینقدر چون غربتی ها غر نزن

چون بهشتی بوده گر در اسمان برزمین شد صنعتی در اصفهان

شعر من لبریز از رمز بود هر چه در بالا سرودم طنز بود

خنده بر هر درد بی درمان دواست خنده بسیار هم نوعی بلاست

ای عزیزان،غصه را باطل كنید خنده را در كار خود داخل كنید

لیلی و مجنون یكدیگر شوید بی خیال درس، بازیگر شوید!


-------------------------------------------------------------------

باز  هم  خواب  ریاضی  دیده ام                         خواب  خطهای موازی  دیده ام

  خواب دیدم می خوانم ایگرگ زگوند                        خنجردیفرانسیل هم گشته کند

    از  سر  هر  جایگشتی   می پرم                         دامن   هر   اتحادی   می د ر م

       دست و پای بازه ها را بسته ام                         از   کمند  منحنی ها   رسته ام

       شیب هرخط رابه تندی می دوم                         گوش هرایگرگ وشی رامی جوم

         گاه   در  زندان  قدر    مطلقم                         گاه  اسیر  زلف  حد  و مشتقم

       گاه   خطها   را  موازی  میکنم                         با  توانها  نقطه بازی  می کنم

     لشگری  تمرین دارم  بی شمار                         تیمی  از  فرمول  دارم  در کنار

         ناگهان  دیدم  توابع  مرده اند                         پاره  خط  نقطه ها  پژمرده اند

       در  ریاضی بحث انتگرال نیست                         صحبت ازتبدیل ورادیکال نیست

          کاروان  جذر ها  کوچیده است                         استخوان کسر ها پوسیده است

         از لگ و بسط و نپر آثار نیست                         رد و پایی  از خط و  بردار نیست

    هیچکس را زین مصیبت غم نبود                        صفر صفرم هم  دگر مبهم نبود

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------